عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
306
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
و پس از آن همّت بلند ، و جرأت او در اقدام به بردن چيزى كه صد برابر از جسم خود وى سنگين است يا بيشتر از آن و اين در حالى است كه ديده نشده حيوانى چيزى را بردارد كه دو برابر وزن خود سنگينى داشته باشد . با وجود اين به چنين بارهاى سنگينى خرسند نمىشود مگر هنگامى كه نفس او قطع گردد . شمّ الذّئب - شمّ النّعامة . شمّ النّعامة . شتر مرغ ماده به بويايى درست و تيز معروف است و مانند مورچه و گرگ ، در تيزى بويايى به او مثل زنند . گويند شتر مرغ نر بوى پدر و مادر خود ، و بوى درندگان و آدميزاد را از راه دور احساس مىكند و از اين روى شاعرى در شعرى رجزى گفته : « اشمّ من هيق و اهدى من جمل » يعنى : تيز بويندهتر از شتر مرغ نر و راهدانتر از شتر . ابو عمرو شيبانى گويد كه از اعراب پرسيدند آيا شتر مرغ نر مىشنود ؟ گفتند : نه ، ليكن با بينى و بوييدن به همه چيز پى مىبرد چندانكه نيازى به شنيدن نداشته باشد . نيز گفت : بيهس را به جهت آن كه سخت ناشنوا بود شتر مرغ لقب داده بودند . در ميان عرب هر گاه كسى خواهد كه كسى را به كرى نفرين كند گويد : خدايا او را به ناشنوايى - از گونهء ناشنوايى شتر مرغ - گرفتار كن . شمس العصر . پسر سالخوردهء بسيار فرتوت را كه به پايان زندگى رسيده به آفتاب پسين روز مانند كنند گويند آفتاب غروب است بر بام قصر . شمس اللّه . به ياد دارم امير سيّد - خداوند همواره او را يارى دهاد - قصيدهء فائيّه ديك الجنّ را از آغاز تا پايان بر من خواند - و آن قصيدهاى ارجمند است كه چون او قرائت مىكرد بر ارجمندى آن افزوده مىگشت و عبارت آن ، جامهء برازنده و زيبايى مىپوشيد . از آن قصيده است : و صفراوين « 1 » من جلب الامأنى * ادرتهما « 2 » و من حلب القطاف
--> ( 1 ) - ديوان : و عذراوين . ( 2 ) - متن : ادا جليت . ضبط ديوان را بزگزيدم ( م . )