عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
305
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
شقّ الأبلمة : نيمهء مقل . عرب در امثال خود گويد : اين دارايى ميان من و تو مانند شكافتن دانهء مقل است . زير دانهء مقل را چون از درازا جدا كنى به هر دو نيمهء كاملا برابر بخش مىشود . ابن الاعرابى گفته كه : ابلمة سبزيى است كه دانههايى مانند باقلا دارد و ريشه ندارد و هيچ چيزى را مانند آن نمىتوان به دو نيمه برابر جدا كرد و ابو بكر صديق از آن روى در روز سقيفه به انصار گفت : امر حكومت ميان ما و شما شكافتن ابلمه است يعنى خلافت از آن ما و وزارت از آن شما و اين در پاسخ آن كسى بود كه گفت : اميرى از ما بايد و اميرى از شما . شقائق النّعمان . لالهء نعمانى . گويند نعمان بن منذر ننيم روزى - براى گردش - به بيرون حيره درآمد . زمين چنان به شقائقها آراسته بود كه نعمان را بسيار خوش آمد و فرمود اين گلها را نگاه بداريد ، و مردم از آنها نگاهدارى مىكردند بعضى از اهل لغت نيز گفتهاند نعمان به معنى « خون » است و شقائق را - به جهت مانندگى - بدان نسبت دادهاند ، چنان كه شاعر گفته : كأنّ شقائق النّعمان فيها * ثياب قد روين من الدّماء يعنى : شقائق نعمان در آن جا مانند جامهاى است كه از خون سيراب شده . شمّ الذّرّة . جاحظ گويد : مورچه با وجود اندام كوچك و وزن سبكش در بويايى و بو كشيدن قدرتى بىمانند دارد . بسا ديده شده كه كسى ملخ يا چيزى مانند آن مىخورده و پاى ملخى از دستش افتاده ، و هر چند در آنجا مورچهاى نبوده و اصلا در آن پيرامون مورچهاى آمد و شد نمىكرده ، چيزى نگذشته كه مورچهاى را ديدهاند كه به سراغ آن ملخ آمده و آن را كشيده و به لانهء خود مىبرد و هر گاه به جهت ناتوانى نتواند آن را بكشد و ببرد ، به لانه خود مىرود و چيزى نمىگذرد كه مىبينى مورچه باز مىگردد و دنبال وى مورچگان مانند نخى حركت مىكنند تا او را در بردن آن بار يارى كنند . و نخستين سبب آن حسّ بويايى درست است - همان گونه كه آدم گرسنه بو مىكشد -