عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

292

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

« بيت القصيده » و « واسطة القلادة » گوهر ميانى و گرانبهاى گردن‌بند همچنين به كسى كه سخت عزيز باشد گويند : او به جاى مردمك چشم من يا سويداى دل من است ، يا حتى گويند او در ديده و دل من جاى دارد . سيجان العرب - تيجان العرب . سيّد المرق - مخّ الأطعمة . سير سليمان : رهنوردى سليمان . تندى و شتاب را به آن مثل زنند كه خداوند فرموده : « وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ » « 1 » . و روايت شده كه او فاصلهء اصطخر فارس تا بيت المقدس را به يك روز مىپيمود . هنگامى كه خبر در گذشت منصور به هادى رسيد و او شتابان سوار شد و از گرگان به بغداد آمد ، سلم بن عمرو در ستايش هادى به سير سليمان تمثل جسته و چنين گفت : لمّا اتت خير بنى هاشم * خلافة اللّه بجرجان أسرع فى الارض و قد سارها * يحكى لنا سير سليمان يعنى : هنگامى كه خلافت خدا در گرگان به بهترين بنى هاشم رسيد او به تندى راهنوردى سليمان راه پيمود . در تندروى ، مسير حذيفة بن بدر نيز معروف است كه به جاى خود خواهد آمد . سير السّوانى . چيزى را كه پيوسته انجام پذيرد و نايستد و نكاهد گويند سير السوانى . چنان كه گويند سير السوانى سفرى است كه پايانى ندارد . سوانى جمع سانيه است ، يعنى شتران آبكش و چرخ و ابزار براى آبيارى . عرب در امثال خود گويد : « اذلّ من بعير سانية » . طرماح گفته : قبيلته أذلّ من السّوانى * و أعرف للهوان من الخصاف يعنى : قبيله و كسان او از شتران آبكش رام‌تر و در خوارى از پينه دوزان معروف‌ترند . و يكى از پسينيان نيز گفته :

--> ( 1 ) - سورهء سبأ - 12 .