عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
286
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
فروتنى از شكارگاههاى والايى و شرف است . سليك المقانب . لقب سليك بن السّلكة است و مادرش « سلكه » كنيز سياهى بود و خود سليك هم سياه بود . او از شگفتيهاى عرب و تيزروترين مردمان بود . در دويدن كس به گرد وى نمىرسيد و داستان دويدن و غارت كردنهاى وى مشهور است او مىگفت : خداوندا اگر من ناتوان مىبودم ، غلام مىگشتم و اگر زن مىبودم ، كنيز مىشدم ، خداوندا هر چه خواهى براى من فراهم آور ، خدايا من از نوميدى به تو پناه مىآورم اما ترس ، ترسى در ميان نيست . ابو تمّام به دو مثل زده و گفته : يمشى رويدا فأمّا حين يطلبنا * فلا السّليك يدانيه و لا رجل يعنى : او آهسته راه مىرود امّا هنگامى كه آهنگ ما مىكند نه سليك و نه هيچ كس نمىتواند به او برسد . سماحة حاتم - زكن إياس . سماحة الدّيك . عرب گويد : « أسمح من اللّاقطة » و اختلاف كردهاند كه اين « بخشندهء بردارنده براى ديگرى » چيست ؟ بعضى گفتهاند كبوتر ماده است كه هر چه در چينهدان داشته باشد از براى جوجههاى خود بيرون مىآورد . بعضى نيز گفتهاند منظور خروس است كه دانهاى را بر مىدارد و آن را خود نمىخورد بلكه براى مرغ مىافكند . و « ة » در اين كلمه براى مبالغه است . بعضى نيز گويند : مراد از آن آسياب است كه هر چه را آرد كند براى صاحبش مىاندازد . و گفتهاند : « دريا » است كه مرواريدهاى يگانهء گرانبها را به كناره مىافكند . شاعر گفته : تجود فتجزل قبل السّؤال * و كفّك اسمح من لاقطه يعنى : جود مىكنى و به فراخى مىبخشى پيش از آنكه از تو بخواهند ، دست تو از « لاقطه » نيز بخشندهتر است .