عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
287
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
سمع الأرض و بصرها . عرب در مثل گويد : « لقيته بين سمع الارض و بصرها » . اصمعى گفته معنى اين آن است كه : او را در بيابانى ديدم كه هيچ كس در آنجا نبود . و ديگرى گفته ، يعنى : در پهنا و درازاى زمين او را ديدم و توجيه آن اينكه در جايى كه نه كسى او را مىديد و نه سخنش را مىشنيد . صاحب بن عبّاد در توصيف شكست خوردهء فرارى نوشته : « طار بين سمع الأرض و بصرها ، لا يدرى ما يطأ من حجرها و مدرها » يعنى : در تنهايى بال درآورد و گريخت ، آنسان كه نمىدانست پاى روى سنگ مىگذارد يا كلوخ . سنّ الحسل . عرب زمان دراز بىپايان را به افتادن دندان بچه سوسمار مثل زند و گويد : « لا أفعل ذلك او يسقط سنّ الحسل » يعنى : آن كار را انجام نخواهم داد مگر اينكه دندان بچه سوسمار بيفتد يعنى هرگز . شاعر گويد : انّك لو عمّرت سنّ الحسل * او عمر نوح زمن الفطحل و الصّخر مبتلّ كطين الوحل * كنت رهين هرم أو قتل يعنى : اگر تو را چندان عمر دهند كه دندان بچه سوسمار بيفتد يا عمر نوح در روزگاران پيشين ، - روزگارى كه تخته سنگها چون گل تر بودند - باز تو در گرو پيرى و مرگ هستى . و زيادىّ از اصمعى نقل مىكند كه او گفت : بچه سوسمار چون صد ساله گردد دندانش مىافتد ، در اين هنگام او را « ضبّ » خوانند . سنّ القلم . يكى از سخنوران گفته در يكى از دو دندان خامه شهد است و در ديگرى شرنگ و حنظل و اين معنى را شاعرى در شعر خود گفته : و بين ثلاث من أنامل كفّه * قضيب به تحيا النّفوس و تقتل يعنى : در ميان سه انگشت كف دست وى چوبى است كه با آن مردم زنده مىشوند يا كشته مىگردند . سنّ النّادم . عرب در هنگام بيان پشيمانى كسى گويد : فلان ، دندان پشيمانى به هم ساييد .