عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

254

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

ماننده است ( يعنى همه مانند هم هستند و سر و ته يك كرباس‌اند ! ) . جاحظ گفته : روباه حيوانى است بسيار ترسو امّا به سبب گربزى و زيركى تمام كه دارد از درندگان بزرگ به شمار مىرود . دربارهء فريبكارى او آن كه : چون خواهد خارپشت را كه به صورت گلوله‌اى خارناك درآمده بگيرد ، به او نزديك شده و روى حيوان بول مىكند در اين هنگام تا خارپشت از آن حال در مىآيد ، روباه نرمگاه شكمش را مىگيرد . . . و گويند يكى مردى را سرزنش مىكرد ، و مىگفت : در او سه چيز جمع آمده : خوى دزدى عكّه ، گربزى و حيله‌گرى روباه ، و دروغ برق كه مىزند و نمىبارد . رؤوس الشياطين . كلّه‌هاى ديوان . هر چيز زشت و هراس انگيز را بدان مانند كنند . خداوند فرموده : « إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ، طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ » « 1 » . جاحظ گفته : كسى شيطان را به شكل و صورت وى نديده ، ليكن چون خداوند در سرشت بندگان خود كراهت و بد آمد از صورت شيطان را نهاده ، و اين بد آمد و كراهت در زبان همگان - از پير و كودك ، و مرد و زن ، از گذشته تاكنون - جارى بوده ، از آن روى در آيه به هراس انگيزى و نفرت بارى و زشتى آن مثل زده . اين تأويل به سخن مفسّرانى است كه گفته‌اند : منظور از « رؤوس الشياطين » در آيه ، نباتى است كه در يمن برويد ، و ديگرانى گفته‌اند كه مراد از شياطين در اين جا « ماران » اند . و صولّى از قول ابى عبيده گويد كه او گفت : روزى كه به بصره درآمدم به حضور فضل بن ربيع رسيدم و به او در مقام وزارت سلام كردم ، خنديد و مرا به خود نزديك گردانيد و من پيش تخت وى نشستم . او از من احوالپرسى كرد و مرا مورد مهر خويش قرار داد و از من خواست تا برايش

--> ( 1 ) - سورهء صافّات 65 ، 64 .