عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

235

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

- چون ذو الوزارتين ، با وزن شعر راست نيامد - او را ذو الفناءين ناميد و گفت : و لمّا اجتباهم ذو الفناءين « 1 » صاعد * غدا و هو مسرور بهم غير نادم يعنى : هنگامى كه صاعد ذو الفناءين آنها را بركشيد و برگزيد به وجود آنها نه پشيمان ، بلكه شادمان گشت . ذو اليديّة - ذو الثديّة . ذو اليدين . لقب عمير بن عبد عمرو است از خزاعه ؛ او با هر دو دستش كار مىكرد ، از آن‌رو او را ذو اليدين خواندند و گاه نيز ذو الشمالين ، يعنى دارندهء دو دست چپ . در حديثى روايت شده كه پيامبر ( ص ) با عده‌اى نماز ظهر خواند و در ركعت دوم سلام گفت و از نماز فارغ شد . ذو اليدين گفت : اى پيامبر ! نماز را قصر خواندى يا فراموش كردى ؟ پيامبر فرمود ، چنين نبود ذو اليدين گفت ، چرا چنين بود . پيامبر روى به اصحاب كرد و گفت : آيا راست است آنچه ذو اليدين مىگويد ؟ گفتند : راست است . پيامبر برخاست و نماز را كامل كرد ، پس از آن فرمود : « راستى كه من فراموش مىكنم ، يا فراموشانيده مىشوم تا سنتّى بگذارم » . ابن قتيبه گفته : اين مرد ذو اليدين بود ، و ذو الشّمالين كسى ديگر بود كه در روز بدر شهيد شد . و جاحظ گفته : او را ذو الشمالين مىخواندند امّا پيامبر ( ص ) او را ذو اليمينين ناميد . ذو اليمينين . لقب ابو طيّب طاهر بن حسين بن مصعب است كه نسبت طاهريان به دو مىرسد . يكى از ياران او نامه‌اى به او نوشت كه عنوان آن اين دو بيت بود : للامير المهذّب * المكنّى بطيّب ذى اليمينين طاهر ب * ن الحسين بن مصعب يعنى : [ درود ] به فرمانرواى پاكيزه خوى كه كنيه‌اش طيّب است . و او

--> ( 1 ) - ضبط ابراهيم صالح : ذو الغناءين .