عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

233

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

بود . امّا اين حديث راست نيست زيرا كه اسكندر ويرانگر بود نه سازنده . مؤلف اين كتاب گويد : در اين باره كه اصفهان را اسكندر ساخته ، ابن طباطبا در حق على بن رستم - كه سور شهر اصفهان را ويران كرد تا به حريم خانه‌اش بيفزايد - گفته : و قد كان ذو القرنين يبنى مدينة * فأصبح ذا القرنين يهدم سورها على أنّه لو كان فى صحن داره * بقرن له سيناء زعزع طورها يعنى : ذو القرنين شهرى مىساخت امّا [ على بن رستم ] حيوان شاخدارى گرديد كه ديوار آن شهر را ويران كرد . با اين همه اگر شهر سينا در حياط خانهء وى بر روى شاخ قرار داشت او كوه طور را به لرزه در مىآورد . ذو القلمين . لقب على بن ابى سعيد بن كنداجيق بود يعنى دارندهء دو خامه زيرا كه او هر دو ديوان خراج و سپاه مأمون را سرپرستى مىكرد . ذو الكفل . او همان كسى است كه قرآن از پيامبرى او سخن گفته - او از بنى اسرائيل بوده ، به سوى پادشاهى از آنها - كنعان نام - فرستاده شد و او را دعوت به ايمان به خداوند كرد و بهشت را از براى او به گردن گرفت و در نامه‌اى بدان ، پايندانى كرد ، و آن حكمران به وى گرويد . به جهت اين كفالت ، ذو الكفل ناميده شد . ذو الكفايتين . لقب ابو الفتح بن ابو الفضل بن العميد است . از آن‌رو ذو الكفايتين ناميده شد كه كارهاى ديوانها و سپاه ركن الدوله ابو على را به نيكويى مىگردانيد و من اخبار برجسته و شعرهاى والاى او را در كتاب « يتيمة الدهر فى محاسن اهل العصر » آورده‌ام . ذو المشهّرة . لقب ابو دجانه انصارى است او حلّهء نگارينى داشت ، چون آن را مىپوشيد و بيرون مىآمد و ميان دو صف به راست و چپ مىرفت كسى از دشمن از دست وى جان به در نمىبرد و خدا و پيامبر را خرسند مىگردانيد .