عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

197

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

پيشين زاغ را وام بگير و به غربت برو و پرهاى پسين عقاب را وام بگير و به سوى گرداب سختيها بپر ، و خود را به آب و آتش بزن ، بسا كه نياز آدمى در شهر خود برآورده نشده و بسا كه پيروزى در سفر به آدمى روى نموده . خيشوم الربوة . دماغهء تپه و كوه . خيط باطل - مخاط الشيطان . خيط الشيطان - لعاب الشمس . خيلاء الخيل . يكى از سخنوران كبر و نازش سواران را با تعبير « نشستن بر استر » بيان كرده و گفته : استر مركبى است كه در بزرگ منشى فروتر از اسب باشد و در پستى ، بالاتر از خر و گورخر ، و بهترين چيزها ميانه حال‌ترين آنهاست . و سخنورى گفته : اسب براى كبر فروشى است و استر براى آمد و شد به دوردستها ، و شتر براى بارهاى سنگين . [ د ] داء الأسد . تب را بيمارى شير گفته‌اند زيرا كه اين بيمارى همواره بر او چيره است چنان كه كم پيش مىآيد كه اين حيوان تب نداشته باشد . ابو تمّام گفته : فإن يك قد نالتك أطراف وعكة * فلا عجب أن يوعك الأسد الورد يعنى : اگر اندك تبى بر تو عارض شده جاى شگفتى نيست زيرا شير دلاور خشمگين همواره تب‌دار است . و بارى به عمر بن على المطوّعى در نامه‌اى نوشتم : دوش با دلى دردمند و تنى تب‌دار بازگشتم . در بيمارى حسد چه گويى كه بيمارى جسم نيز از آن است و درد گرسنگى چون با تب درآميزد نيز از آن است . داء احمد بن ابى خالد - فالج ابن ابى دواد . داء الانبياء . بيمارى فلج است . جاحظ گويد : از پيامبران مفلوج ، يكى ادريس بوده . و گفته‌اند : فلج از بيماريهاى پيامبران است ، و گويد : سند اين دو سخن را نمىدانم ، و سخنى چون اين ، نيازمند روايت افراد استوار است ، تنها چيزى كه