عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
162
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
شخص ، يك نام ويژه ، برجستگى پيدا نمىكند ، بلكه او را سيد و سرور و با صفاتى از اين گونه مىخوانند . حلم العصفور « 1 » . جاحظ گفته : عرب عقل مردم سبكسار و كم خرد را به عقل گنجشك مانند كند . حسّان بن ثابت گفته : لا بأس بالقوم من طول و من قصر * جسم البغال و أحلام العصافير يعنى : مردم را از درازى و تنومندى استران و كوتاهى و سبكى خرد گنجشكان چه باك ! حلم الفراشة . همان گونه كه در بىخردى به عقل گنجشك مثل زنند ، به عقل پروانه نيز تمثل جويند . شاعر گفته : سفاهة سنّور و حلم فراشة * و انّك من كلب المهارش اجهل يعنى : نادانى گربه و بىخردى پروانه دارى ، تو از سگ بر آغاليده نيز نادانترى . حلم النّائم . هر چيز زودگذر و ناپايدار را به رؤيا و خواب شخص خفته مثل زنند . حكيمى گفته : بر تابوت اسكندر نوشته بودند : به رؤياى آدم خفته بنگر چهسان مىگذرد ، و به ابر تابستان ، كه چگونه كنار مىرود . و شاعر در وصف دنيا گفته : أحلام نوم أو كظلّ زائل * انّ اللّبيب بمثلها لا يخدع يعنى : [ دنيا همچون ] رؤياهايى است كه در هنگام خواب ببينند يا مانند سايه كه كنار رود ، راستى كه خردمند به چنين چيزها فريفته نگردد . حلوبة المسلمين . غنيمت و خراج را مسلمانان به شتر و گاو و گوسفند شيرده مانند مىكردند ، هنگامى كه حقوق بيت المال و خراجها جمع آورى و وصول مىشد مىگفتند : « درّت حلوبة المسلمين » يعنى گاو شيرده مسلمانان پر شير شد . حلية الأدب : گفتهاند هر چيزى را زيورى است و آرايهء ادب ، راستى و راستگويى است .
--> ( 1 ) - در جاى ديگر از اين كتاب « حلم العصفور » ضبط شده - سلا الجمل .