عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
126
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
شد ، مأمون در طرسوس مرد و معتصم و واثق در سرّ من رأى ، متوكّل [ در بغداد ] كشته شد ، منتصر در سّر من رأى مرد ، مستعين و معتّز از خلافت كنار گذاشته شدند ، مهتدى [ در بغداد ] كشته شد ، معتمد و معتضد و مكتفى در حسينيّه مردند ، و مقتدر و قاهر [ در بغداد ] كشته شدند ، و راضى در حسينيه مرد و متقّى و مستكفى [ در بغداد كشته شدند ] و مطيع در دير عاقول مرد و طائع نيز از خلافت كنار گذاشته شد . جنّة الخلد « 1 » بهشت جاويدان . ابن طباطبا گفته : و مهما انس لا انس التذاذى * بجنّات كجنّات الخلود بنفسج عارضى الى أقاحى * ثغور زانها ورد الخدود يعنى : هر چه را هم فراموش كنم ، لذتها و بهرهمندى خود را در باغهاى جاويدان فراموش نمىكنم بنفشهء رخسار مرا در كنار دندانهاى سپيد ، گل سرخ گونهها زينت داده . جنّة الدّنيا . به شام بهشت روى زمين مىگفتند . هنگامى كه هرقل سرزمين شام را رها كرد و آنجا را براى مسلمانان گذاشت و به روم گريخت ، چندان گريست كه ريش وى خيس شد و بيهوش افتاد . و چون به هوش آمد گفت : درود بر تو باد اى سوريه ، اى بهشت زمين ، درودى از من كه ديگر بار تو را نخواهم ديد . جنّة الرّجل . در خبر آمده كه : بهشت مرد خانهء اوست . و مأمونى اين شعر خود را براى من خواند كه : أجد صنع المبانى حين تبنى * فليس لمن يحلّ بهاحصون و أحسن جنّة الدّنيا الى ان * يكون من القيامة ما يكون فما الاحسان الّا مقلة لا * تغمّض ان يكون لها جفون يعنى : در ساختن بناها و كاخها نيك دقّت كن كه براى كسى كه در آنها فرود
--> ( 1 ) - از قرآن برگرفته شده : اذلك خير ام جنّة الخلد الّتى وعد المتّقون . فرقان - 15 ( م . ) .