عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

125

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

هنگامى كه صاحب بن عبّاد از بغداد بازگشت و ابن العميد دربارهء بغداد از وى پرسيد ، پاسخ داد : بغداد در ميان شهرها مانند استاد در ميان مردمان است . ابن العميد اين پاسخ وى را به عنوان مثلى در غايت ارجمندى و والايى دربارهء بغداد پذيرفت . ابن زريق كوفى كاتب اين شعر را انشاد كرد : سقى اللّه بغداد من جنّة * حوت كلّ ما تشتهى الأنفس على انّها جنّة الموسرين * و لكنّها حسرة المفلس يعنى : خداوند بغداد را - كه بهشتى است - سيراب و شاداب بدارد كه هر چه دل آدمى بخواهد در آن هست بغداد هر چند بهشت توانگران است امّا مايهء اندوه و دريغ تهيدستان است . از شگفتيهاى اين شهر - كه پايتخت و جاى باش بزرگ خلفا است - آن كه هيچ خليفه‌اى در آن نمىميرد . هنگامى كه منصور در سال دويست و چهل از ساختن بغداد پرداخت نوبخت منجم را - كه در دانش نجوم سرآمد همگان بود - فرمود كه طالع بگيرد و در احوال آن بنگرد . نوبخت چنان كرد و مشترى و قوس را ديد - و قوس طالع آن بود - به منصور آگهى داد كه ستارگان بر آن دلالت دارند كه پايدارى اين شهر دراز باشد و آبادانى آن بسيار ، گرد آمدن مردم در آن ، و نيازمندى شاهان و مردم عامى بر آن . منصور در تفسير اين شرح ، اين آيه را خواند كه : « ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ » « 1 » . پس از آن نوبخت گفت : جز اينها ويژگى شگفتى دارد . منصور پرسيد كه چيست ، گفت : هيچ خليفه‌اى در آن نميرد . شگفتا كه آن حكم وى تا روزگار ما - به اذن خدا - روان است بدين‌سان كه منصور در مكّه مرد ، مهدى در ماسبذان ، هادى در عيسى آباد ، رشيد در طوس ، امين [ در بغداد ] كشته

--> ( 1 ) - سوره حديد ، 21 .