عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
112
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
در زيبايى چشم بدان مانند كنند « 1 » - جؤذر و جؤذر : بچه گاو ، بچه گاو دشتى ، گوزن بچه « 2 » ] . . . عدىّ بن الرقاع گفته : فكأنّها بين النّساء اعادها * عينيه أحور من جآذر جاسم يعنى : محبوب من در ميان زنان چنان است كه تو گويى زيبا چشمى از بچه گاوان دشتى سرزمين جاسم چشمان خود را به او عاريت داده است . . . گذشته از « جآذر جاسم » ، « ظباء جاسم : آهوان جاسم » نيز ديدهام و دربارهء « وحش وجره : جانوران دشتى وجره » و « غزلان بسيطة : غزالان بسيطه » از اعراب پرسيدهام چيزى افزون بر امثال خود نگفتهاند . جار أبى دواد ( همسايهء ابى دواد ) هر گاه كسى به همسايگى كعب بن مامه در مىآمد آنچه را كه او و كسانش نيازمند بودند فراهم مىآورد و اگر كسانى اين مرد را طلب مىكردند ، او را پناه مىداد و در حمايت خويش مىگرفت ، و هر گاه شتر يا گوسفند يا غلامى از وى مىمرد به آن شخص عوض مىداد ، و هر گاه خود او مىمرد ، به كسان وى خونبها عوض مىداد . از قضا ، ابو دواد ايادى شاعر با كعب همسايه شد ، كعب با وى نيز چنان كرد و در حق وى نيكى بسيار ورزيد ، از آن روز باز چون عرب خواهد كه همسايهء خوب و همسايگى خوب را بستايد ، گويد : مانند همسايهء ابى دواد . قيس بن زهير گفته : اطوّف ما اطوّف ثمّ آوى * الى جار كجار ابى دواد يعنى : همه جا را زير پا مىسپرم و مىگردم ، سرانجام به همسايهاى مانند همسايهء ابى دواد پناه مىآورم .
--> ( 1 ) - اقرب الموارد ( م ) . ( 2 ) - دهخدا به نقل از معرّب جواليقى و مهذّب الاسماء ( م ) .