عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
109
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
و آهن بر دوش كشيدم امّا هرگز سنگينتر از وام نديدم . و از خوردنيهاى نيكو بسى خوردم و دست در گردن نيكوان انداختم امّا به چيزى لذيذتر و دلپذير از تندرستى بر نخوردم ، و هر گونه تلخى را چشيدم امّا تلختر از نيازمندى به مردم نديدم . ثقل الرّصاص . جاحظ دربارهء سنگينى سرب به ابن دوست گفته : لى جيران ثقال كلّهم * فأخفّ القوم فى ثقل الرّصاص قلت لمّا قيل لى قد غضبوا : * غضب الخيل على اللّجم الدلاص يعنى : من دوستان و همسايگانى دارم كه همگى گرانجاناند و سبكترين آنها به سنگينى سرب است چون به من گفتند كه آنها خشم گرفتهاند ، گفتم خشم اسب بر افسار شفاف و درخشان . ثقل الفيل . به سنگينى فيل مثل زنند . ابو حنيفه ( رض ) به اين بيت بسيار متمثل مىشد كه : و ما الفيل تحمله ميّتا * بأثقل من بعض جلّاسنا يعنى اگر خواهى فيل مردهاى را بردارى بينى كه سنگينتر از پارهاى همنشينان ما نيست . ثمار النّحور . مراد از ميوهء سينهها ، پستانهاست برگرفته از سخن مسلم بن وليد در استعارهاى بس نيكو : فغطّت بأيديها ثمار نحورها * كأيدى الأسارى اثقلتها الجوامع يعنى : محبوب با دستان خود پستانهاى خود را فشرد مانند دستان اسيران كه زنجيرها آنها را گرانبار كند . و ديك الجن حمصى اين استعاره را از وى گرفته و چنين گفته : ظللت بها اجنى ثمار نحورها * فتوسعنى سبّا و اوسعها صبرا يعنى : همواره ميوههاى سينهء محبوب را مىچينم ، در اين وقت او يكسره مرا دشنام مىدهد و من او را هر بار به بردبارى فرا مىخوانم .