عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

110

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

ثمرة الغراب . هر گاه شخص در كنار دوستش به بهترين چيزى كه مىخواسته ، برسد ، گويند : به ميوه كلاغ رسيد ، و اين از آنجاست كه كلاغ هميشه بهترين و رسيده‌ترين ميوه‌ها را از بالاى درخت مىچيند . السيّد الامير - همواره خداوند او را يارى كناد - در كتاب خود ، كتاب المخزون فى وصف الكتّاب ، گفته : كتابك شهدة النّحل ، و ثمرة الغراب ، و ثمرة الفؤاد ، و بيضة العقر ، و زبدة الأحقاب « 1 » . يعنى : نامهء تو انگبين زنبور است و ميوهء كلاغ است و ثمره دل است و تنها تخم پرنده و برگزيدهء روزگاران . ثمرة القلب . هر چيزى را كه آدمى بسيار دوست بدارد - از راه استعاره - بدان ميوهء دل گويند ؛ در خبر آمده : « ثمرة القلب الولد » . هنگامى كه معاويه به پسر خود - يزيد - خشم گرفت و او را از خود دور كرد ، احنف به او گفت : اى امير المؤمنين فرزندان ، ميوه‌هاى دل ، و ستونهاى پشت ما هستند ، ما نيز آسمان سايه گستر و زمين ذليل براى آنها هستيم . اگر خشمگين شوند ، خشنودشان كن ، و اگر چيزى بخواهند ، بده ، مباد كه بر آنها چون قفلى باشيد كه از زندگانى تو سير شوند و آرزوى مرگ تو را بكنند . و گويند عمرو بن عاص بر معاويه درآمد و دخترش عايشه پيش وى بود . گفت : يا امير المؤمنين ، اين كيست ؟ گفت : اين سيب دل من است . عمرو عاص گفت : از خود دور افكن كه آنها براى تو دشمنان زايند و دورها را نزديك كنند و دشمنيها بيافرينند . معاويه گفت : اى عمرو چنين مگوى كه اين دختران از بيماران پرستارى كنند و بر مردگان مويشگرى ، و در اندوهان يارى كنند . و تو اى عمر بيابى خالى را كه خواهرزاده‌هاى او بر او سود برسانند . عمر گفت : اى امير المؤمنين تو سبب شدى كه من دختران را كه دشمن مىگرفتم ،

--> ( 1 ) - متن : الاحباب . ضبط چاپ ابراهيم صالح را برگزيديم . ( م . ) .