عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )

90

ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )

يعنى : چشمان مردم به پيشواى دادگرى مىافتد كه داراى شكوه و مهابت است و [ دوستان را ] سود مىرساند و [ دشمنان را ] زيان دارد چون چشم بر او افتد در او نشانه‌هاى پاكى را باهيبت و شكوه حكمرانان توانا يك جا بينيد . بول الجمل . در پس رفتن ، به بول شتر مثل زنند زيرا كه شتر به پس پاهاى خود بول مىكند و عرب گويد : « اخلف من بول الجمل » و شاعر گفته : و اخلف من بول البعير لأنّه * اذا هو للاقبال وجّه ادبرا يعنى : او از بول شتر نيز به پس رونده‌تر است زيرا چون او را به پيش روانه كنند پساپس رود . [ نيز - مشية السرطان ] . بيت الاسكاف . به خانه كفشدوز مثل زنند و گويند در خانه كفشدوز تكّه‌اى از هر پوست و پاره‌اى از هر چرمى يافت مىشود . و اين تمثيل را دربارهء جماعتى ناهمگون از ارجمند و پست ، به كار برند و گويند : انبار چرم هستند . شاعر گفته : النّاس أصناف و شتّى فى الشّيم * و كلّهم يجمعهم بيت الأدم يعنى : مردم گروههايى هستند كه در خلق و خوى جدا هستند و همهء آنها را خانه و انبار چرم گرد هم آورده . امّا كسى گفته منظور از ادم ، اديم و روى زمين است كه آدميان را - با وجود اختلاف و گونه گونيشان - گرد هم آورده . بيت عاتكة . دربارهء جايى مثل زنند كه روى از آن برگردانى در حالى كه دل تو خواهان آن و گراينده بدان جاست . و اين مثل از شعر احوص گرفته شده كه : يا بيت عاتكة الّذى اتعزّل * حذر العدا و به الفؤاد موكّل انّى لا منحك الصّدود و انّنى * قسما اليك مع الصّدود لأميل يعنى : اى سراى عاتكه من از بيم دشمنان از تو دور مىشوم حال آنكه دلم نگران و باز بستهء تو است . اگر چه من از تو روى برمىتابم امّا سوگند مىخورم كه با اين همه دورى ، بيش از همه ميل به تو دارم .