عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
81
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
بنات الحارث بن هشام . عرب در زيبايى و ارجمندى و كابين گران به دختران حارث مثل زنند . پدر آنها حارث بن هشام بن المغيره مخزومى است . جاحظ گفته : مردم به بنى مخزوم مثل زنند و آنها را در حد كمال مىستايند ، و گويند : هشيارتر از مخزومى . و قريش و كنانه و دوستداران آنها تاريخ رويدادها را با سه امر گزارش مىكنند مثلا گويند : آن موضوع در هنگام ساختن كعبه بود ، يا در سال فيل بود يا در سال مرگ هشام . مسافر بن ابى عمرو گفته : تقول لنا الرّكبان فى كلّ منزل * أمات هشام أم أصابكم الجدب يعنى : در هر منزلى سواران به ما مىگويند ، هشام مرده يا خشكسالى به شما رسيده ؟ مىبينم كه مرگ هشام را با نيامدن باران و خشكسالى همسان گرفته . بنى مخزوم را ريحانهء قريش مىخواندند به جهت بهرهمندى و دولتيارى زنان در پيش شوهران . هر گاه يكى از فرزندان حارث بن هشام را دخترى به دنيا مىآمد زنان بدان سبب به يكديگر مژده مىدادند و به كسان نوزاد وامىنمودند كه آنها به رغبت خواستگاران وى غنى مىشوند . چون وليد بن عبد الملك ، امّ حكيم دختر يحيى بن حكم را به همسرى پسرش عبد العزيز برگزيد ، چهل هزار دينار كابين داد . مادر عروس ، دختر عبد الرحمن بن حارث بن هشام بود و او را واصله مىخواندند زيرا كه ارجمندى و زيبايى را با هم داشت . وليد به جرير و عدىّ بن الرّقاع گفت : بامداد پيش من آييد و دربارهء عروس و داماد شعرى بگوييد . دو شاعر بامداد پيش خليفه آمدند . جرير قصيدهاى خواند از آن جمله : ضمّ الامام اليه أكرم حرّة * فى كلّ حالات من الأحوال حكميّة علت الحرائر كلّها * بمفاخر الأعمام و الأخوال فاذا النساء تفاضلت ببعولة * فضلتهم بالسيّد المفضال يعنى : امام ، بانويى را كه در همه احوال گرامىترين زنان نژاده و ارجمند است