عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
82
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
به خود پيوسته و نزديك گردانيد دخترى از خاندان حكم كه به جهت سرافرازيهاى خالان و عمّانش به تمام زنان ارجمند والايى و فزونى دارد هنگامى كه زنان از جهت شوهران خود به يكديگر فضل بفروشند ، اين خاتون به جهت شوى سرور و داناى خويش به مردان برترى مىيابد . پس از آن عدىّ برخاست و چنين خواند : قمر السماء و شمسها اجتمعا * بالسّعد ما غابا و ما طلعا ما وارت الأستار مثلهما * فيمن رأى منهم و من سمعا دام السرور له بها و لها * و تهنيّا طول الحياة معا يعنى : ماه و خورشيد آسمان - از آنكه باز كه غروب و طلوع كردند - اينك هر دو به ميمنت و سعادت با هم برآمدند هرگز كسى نشنيده يا نديده كه سراپرده زفاف عروس و دامادى چنين را در خود بپوشاند . شادمانى شوى به جهت همسرش و از آن خاتون به جهت شوى خويش بر دوام باد و سراسر زندگانى را با هم به شادمانى گذرانند . وليد گفت گرچه كوتاه گفتى امّا نيكو گفتى و فرمود دو چندان جرير ، او را ببخشند . و اين عدىّ نخستين شاعرى است كه زن و شوى را به خورشيد و ماه مانند كرده و شاعران ديگر از وى گرفته و بارها به كار بردهاند . بنات الحجال - بنات الخدور . بنات الخدور . مراد دوشيزگاناند كه بنات الحجال نيز گويند . بنات الدهر : مصائب و رويدادهاى زندگى را گويند . شاعرى گفته : رمتنى بنات الدهر من حيث لا ارى * فكيف به من يرمى و ليس برام يعنى : رويدادهاى زمانه مرا تير باران كردند از جايى كه نمىديدم ، چگونه باشد حال كسى كه بىآنكه به سوى كسى تيرى بيندازد هدف تير قرار گيرد . اخطل از اين تركيب شبها را خواسته :