بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
328
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
باميد آنكه درين هفت و هشت از ديوان نه فلك ده يازدهء « 1 » خبر سلامتى به دو رسد و محصول « 2 » دوازده برج را هزاران بار بمنها و من ذلك پرداخته - آرزومندى « 3 » و نيازمندى و التياح « 4 » و التياع « 5 » و نزاع « 6 » و تعطش « 7 » و تحنن بدوستان يگانه و ياران يكدل و عزيزان محرم و رفيقان همدم « 8 » و حريفان موافق و مخدومان مشفق و برادران مهربان - كه در وقت حوادث خويشتن را سپر تير بلا سازند و از گزارد حق صحبت ياران بتيغ دريغ روى نتابند و بر قانون حريّت و قاعدهء اريحيت چون بيچارهء را پاى در « 9 » سنك نامرادى آيد دستگيرى مشفقانه لازم شمرند و چون آزادهء را در بند محنت بيند « 10 » گشايش كار او را مردانهوار ميان دربندند ( شعر ) اذا استنجدوا لم يسألوا من دعابهم * لاية حرب ام بأى مكان و آن مجلس بحقيقت پشت آن سپاه و سر آن غوغا و روى آن زمره و صدر آن جريده است - چند « 11 » و چگونه و چه و چون « 12 » باشد ، ( دل و جان را كه با احسن اشفاق و مكارم اخلاق جان بر حمايت تلهف و تاسف روى
--> ( 1 ) بطوريكه از عبارت مستفاد مىشود ده يازده نام مبلغى بوده است كه كاركنان ديوان از مؤديان خراج بعنوان ده يك براى خود مىگرفته و فى المثل هر ده دينار را يازده دينار و هر ده خروار را يازده خروار دريافت مىداشتهاند . ( 2 ) ظ ، محصول ( بدون واو ) . ( 3 ) خبر ( چه توان دانست كه در چنين حالتى ) است ، و جواب يا خبر خود آن در هفت هشت سطر بعد مىآيد . ( 4 ) تشنگى . ( 5 ) سوز و گذار . ( 6 ) اشتياق و كشش . ( 7 ) احتمال قوى ميرود كه بعضى از اين كلمات معطوفه را ناسخ از خود علاوه كرده باشد . ( 8 ) در اين عبارت اثر يكى از تصرفات كاتب يعنى تقديم و تاخير كلمات كه در مقدمه به آن اشاره شده است احساس مىشود و آن تقديم و تاخير همدم و محرم است ، چه همدم با عزيز و محرم با رفيق مناسبتر مينمايد ، و كاتب برعكس كرده است . ( 9 ) ظ ، بر . ( 10 ) ظ ، بينند . ( 11 ) خبر ( آرزومندى و نيازمندى ) است . ( 12 ) اين دو كلمه از الحاقات كاتب مىنمايد .