بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

275

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

« 1 » اين رسالت مصدر بدين دو قطعه بسوى مولانا برهان الدين مفتى الشرق و الغرب صادر مىشود در جواب خطاب او بخدايى كه هست در ملكوت * زير فرمانش هفت كشور چرخ هست الطاف صنع و قدرت او * زينت روزگار و زيور چرخ در ره ( سرّ حكمتش « 2 » ) گم شد * فكر انسان و عقل ره بر چرخ گر « 3 » چو برهان دين فضل « 4 » و هنر * هيچ فرزند زاد مادر چرخ آن مبرّز كه ذات كامل او * بارز آمد ز حشو دفتر چرخ و آن بزرگى ( كه چرخ فخر « 5 » ) كند * گر « 6 » بود قدر او برابر چرخ چار اركان كمال فضلش را * ( پنج نوبت زنند بر در چرخ « 7 » ) ( لشكر فضل و دانش او را « 8 » ) * عرضى « 9 » مشفقست جوهر « 10 » چرخ باد تا چرخ پايدار بود * پاى قدرش هميشه بر سر چرخ جناب رفيع مولوى ( صدرى اجلى كبيرى « 11 » ) كه مرتقاى عزّ و حشمت و ملتقاى دين و دولت و متكاى ملك و ملت و مستقرّ امن‌وامان و متنزّه اهل ايمان و مزار ارباب معنى و مدار « 12 » درس و فتوى است بسعاداتى « 13 » كه از حضرت يرزق من يشاء به غير حساب فايض شود و از شايبهء انقطاع و احتباس منزّه باشد ( محفوف و « 14 » ) مشمول باد ، و كمال سيادت جاودانى از فيض رحمت يزدانى منتظر و مامول ، ( به حق محمد « 15 » ) و آله . ( اگرچه « 16 » ) خادم داعى را بداعيهء اخلاص درين « 17 » چند روز كه در « 18 » مفارقت سعادت آن خدمت بسالها گذشته است آرزوى آن دامن‌گير ( بوده است كه بارسال خدمتى « 19 » ) زحمتى دهد و رمزى از نكايت اشتياق بزفان « 20 » قلم

--> ( 1 ) عنوان رساله در نسخهء پاريس اينست : جواب خطاب مولانا برهان الدين . ( 2 ) شكر همتش . ( 3 ) كه . ( 4 ) بفضل . ( 5 ) چرخ فكر . ( 6 ) كه . ( 7 ) سا . ( 8 ) سا . ( 9 ) عارضى . ( 10 ) و جوهر . ( 11 ) سا . ( 12 ) و مزار . ( 13 ) بسعادتى . ( 14 ) سا . ( 15 ) بمحمد . ( 16 ) اگر . ( 17 ) بدين . ( 18 ) سا . ( 19 ) بود كه پارسال خدمت . ( 20 ) زفان .