بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

274

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

جزيل است ارزانى داشت و بر سر او كه خاك قدم خداوند است منت جان نهاد همه عمر بنده و خدمتگار كه غريق آن نعم و عتيق « 1 » كرم شد در خدمت ( دعا و ثنا « 2 » ) كه بهترين سرمايهء اوست مجتهد خواهد بود ، و خدمات و بندگيها را « 3 » تا كران عمر از ميان جان مترّصد و متطلع و متوقّع ، تا خداوند « 4 » جاويد باد بعد ازين نيز او را در سلك خدم خاص كشد ، و نظر زيادت شفقت بر احوال او گمارد ، و از آن انعام عام او را بمزيد اختصاصى مخصوص دارد ، و اتمام المعروف خير من ابتدائه را كار بندد ، چنان كه با « 5 » اين شفقت كه فرمود « 6 » ديگر عواطف يار « 7 » گردد ، و چون بىسابقهء خدمتى چنين نعمتى ارزانى داشت « 8 » مادهء آن كرامت منقطع نگرداند ، و نهالى را كه در روضهء مكارم نشاند از پرورش خالى نگذارد ، و بهر وقت تشريف امثلهء عاليه كه روز دولت او منير و چشم دولت « 9 » او قرير كند ارزانى فرمايد ، تا داعى مثنى « 10 » بر قاعدهء اخلاص مىدارد ، و تازه ( و تازه عشق آن خدمت را تخمى در ساحت سينه مىكارد « 11 » ) ، اگرچه بنده و خدمتگار كارى را « 12 » كه از آن حسابى گيرند و در حضرت خداوندان ( خويش بدان دالت عرضه دهد « 13 » ) نشايد ، اماّ « 14 » بازين همه در مقام خدمت انتظار مىرود تا اگر نظر مبارك را كه محل « 15 » اهل هنر است ازو ايناس اهليتى اتفاق افتاده است و در « 16 » توّسم خيرى « 17 » كرده بخدمتى فرمان باشد ، تا جهد المقل در عبودّيت صرف افتد ، ان جهد المقل غير قليل ، و السلام « 18 » .

--> ( 1 ) و عاشق آن . ( 2 ) ثنا و دعا . ( 3 ) و بندگيها . ( 4 ) ضا ، كه . ( 5 ) تا . ( 6 ) ضا ، با . ( 7 ) باز . ( 8 ) داشته است . ( 9 ) حشمت . ( 10 ) مثنى منتى مثنى مبنى . ( 11 ) سا . ( 12 ) كارى . ( 13 ) خويشتن بدان واسطه عرض دهند . ( 14 ) سا . ( 15 ) ظ ، محك . ( 16 ) ظ ، و در و . ( 17 ) چيزى . ( 18 ) سا .