بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
258
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
دستبوس مبارك مىجويد ، مستجاب و ميسر « 1 » . و اگر « 2 » در اظهار شعار بندگى كه « 3 » بارسال خدمات و رفع ملتمسات قصورى باشد كه صورت تقصير دارد موجب اجلال جناب عالى خداونديست نه ( اخلاص مراسم بندگى ، كه چند « 4 » ) كرّت برين ابرام اقدام نموده است و در معرض ( اين حساب « 5 » ) بوده ، و از آن حضرت بكرامت جوابى و تشريف خطابى اختصاص نيافته است ، و سعادت قبولى كه منتظر بوده است نديده است « 6 » ، بدين سبب خويشتن را در صف مردان « 7 » مىپندارد ، و در ( صفت محرومان « 8 » ) صورت مىكند ، اماّ چون شمول انعام و كرم عام خداوندى كه با اهل علم زيادت اختصاصى دارد مىداند « 9 » العود احمد برمىخواند ، و روزگار همايون خداوند را « 10 » كه هميشه مبارك و ميمون باد ديگربار بلفظ ناخوش و خط مشوّش خويش « 11 » زحمت مىآرد ، و المشرب العذب كثير الزحام ، سزد از عواطف كرم و لطايف شيم مجلس عالى خداوندى « 12 » لا زال عاليا كه بنده و خدمتگار را از جملهء دعاگويان مخلص داند ، و از نظر قبول خويش كه غايت اقبال او « 13 » باشد محروم نگرداند ، بپذير مرا كه خسروان را * بسيار شكار لاغر آمد « 14 » بنده و خدمتگار در « 15 » آناء الليل و اطراف النهار در مقام دعا و ثنا ايستاده خواهد بود ، و گوش « 16 » نهاده و چشم گشاده خواهد داشت ، تا نداء اجابت اين « 17 » التماس كه « 18 » شنود ، و اثر قبولى « 19 » كه چشم مىدارد كه « 20 » بيند ، و توقيع « 21 » مبارك كه غايت توقّع اوست ( كه بوسد « 22 » ) ، و بكدام خدمت مشرّف و مأمور گردد ، تا نهايت مجهود و مقصود « 23 » بجاى آرد « 24 » .
--> ( 1 ) ضا ، باد . ( 2 ) اگر . ( 3 ) سا . ( 4 ) اخلال بمراسم بندگى چه چندين . ( 5 ) جسارت . ( 6 ) ظ ، نديده . ( 7 ) مبرزان ( ظ ، مردودان ) . ( 8 ) صورت محرمان . ( 9 ) ضا ، كه . ( 10 ) خداوندى را . ( 11 ) خود . ( 12 ) سا . ( 13 ) سا . ( 14 ) افتد . ( 15 ) سا . ( 16 ) ضا ، و هوش . ( 17 ) سا . ( 18 ) كى . ( 19 ) قبول . ( 20 ) كى . ( 21 ) وقع . ( 22 ) چگونه پوشد ( ظ ، كى بوسد ) . ( 23 ) و مقدور . ( 24 ) ضا ، و السلام .