بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

259

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

« 1 » اين خدمت هم سوى وزيرى از وزراء روزگار صادر شد در افتتاح مكاتبت زندگانى مجلس عالى « 2 » در دولتى فراخور آن ( همت و نعمت « 3 » ) لايق آن انعام و منصبى ملايم آن افضال بىنهايت باد ، و تأييد آسمانى در تحصيل اغراض و امّانى بر سر مزيد عنايت ، و بخت « 4 » و اقبال تا ابد باقى ، و ايزد تعالى حارس و واقى ، بمحمد « 5 » و آله . ذكر مناقب مجلس عالى در اقطار عالم از آن سايرتر است و آثار مواهب خداوندى در آفاق جهان از آن ظاهرتر كه مستمعان را « 6 » بواسطهء جز « 7 » مشتاق آن خدمت و نيازمندان « 8 » آن حضرت نگرداند ، و الأذن تعشق قبل العين احيانا ، فكيف ( كسى كه از آن « 9 » ) مشرب عذب تعطش ديرينه نشانده باشد ، و از آن طلعت مبارك نصيب استراحت گرفته ، و خلعت آن كرامت پوشيده ، و راحت آن خدمت يافته ، چنان كه خدمتگار هوادار و بندهء دوست‌دار است ، لاجرم دلى دارد بر هوا « 10 » و ولاء آن حضرت مفتون و زبانى بثنا و دعاء آن دولت مقرون « 11 » ، افادتكم النعماء منى ثلثة * يدى و لسانى و الضمير المحجبا ايزد تعالى آن « 12 » مجلس عالى را كه بقيت كرام عالم است تا قيام ساعت باقى داراد ، و ارباب هنر را كه استظهار « 13 » بعد فضل الله « 14 » به او دارند و بس « 15 » به امتداد مدّت و بقاى دولت او ممتع گرداناد ، و صروف زمانه از آن ذات بزرگوار كه زبدهء ابناء روزگار « 16 » و خلاصهء خلق آفريدگار است « 17 » مصروف باد ، و عين الكمال از آن ( ذات بىهمال عين كمال « 18 » ) است مكفوف « 19 »

--> ( 1 ) در نسخهء پاريس عنوان اين رساله چنين است : رسالة اخرى . ( 2 ) ضا ، خداوندى . ( 3 ) نهمت و نعمتى . ( 4 ) ضا ، و تخت . ( 5 ) به حق محمد . ( 6 ) مستعدان را . ( 7 ) خبر . ( 8 ) ظ ، و نيازمند . ( 9 ) كه كسى كه . ( 10 ) به هوا . ( 11 ) ضا ، شعر . ( 12 ) سا . ( 13 ) باستظهار . ( 14 ) ضا ، تعالى . ( 15 ) و پس . ( 16 ) روزگار است . ( 17 ) آفريدگار . ( 18 ) شخص بىهمال كه عين الكمال است . ( 19 ) ضا ، شعر .