بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
257
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
و آن آفتاب اقبال تابنده كه تا ابد پاينده باد بر احوال او تابد ، تا بدين آرزو كه ( عمر بر بوى « 1 » ) آن مىگذراند رسد « 2 » ، و فتح بابى كه رياض آمال اين مرحوم بواسطهء تدبير « 3 » آن مرهوم « 4 » شود اتفاق افتد « 5 » ، اللهم حقق . از مكارم اخلاق خداوندى كه احوال خلايق را مراقبت « 6 » باشد مرتقب است كه خادم را بعد ازين از خدمتگاران خاص جدا نيندازد ، و در صف دعاگويان باخلاص دارد « 7 » ، از جملهء « 8 » مخلصان نيارم گفتن * از جملهء بندگان خويشم پندار و باوامر و نواهى كه همواره مترّصد آنست اشارت دريغ نفرمايد داشتن تا در طاعت بر قدم خدمت ايستد و بر قضيت عبوديت رود ، و السلام . « 9 » اين خدمت هم ببكى از وزرا صادر مىشود زندگانى مجلس عالى خداوندى ( صاحبى اجلى كبيرى « 10 » ) در وفود امداد كامرانى و حصول اغراض و امّانى چندان باد كه دل بندگان مخلص خواهد و رسوم عدل و فنون « 11 » فضل خداوندى اقتضا كند « 12 » . هميشه از ( فلك بخت « 13 » ) كامرانى باد * هزار سالت در ملك شادمانى « 14 » باد چنين نفاذ « 15 » و چنين امر جاودانى « 16 » به * نفاذ امر « 17 » و بقاى تو جاودانى باد بنده و خدمتگار « 18 » - كه در خدمت حضرت عالى صاحبى « 19 » اعلاه الله « 20 » هرچه تمامتر اخلاصى دارد و خويشتن را در آن دولت كه پاينده باد و فزاينده هر كدام زيادت اختصاصى داند - پيوسته دعاى دولت مىگويد ، و استسعاد بسعادت « 21 »
--> ( 1 ) غم و پوى . ( 2 ) برسد . ( 3 ) تأثير . ( 4 ) ش ، باران رسيده و رهمة بكسر اول باران سبك و دائم است . ( 5 ) سا . ( 6 ) مراقبت . ( 7 ) ضا ، مصراع . ( 8 ) از زمرهء . ( 9 ) در نسخهء پاريس عنوان رساله اينست : رسالة اخرى . ( 10 ) سا . ( 11 ) و صنوف . ( 12 ) فرمايد ، شعر . ( 13 ) فلكت بخت و . ( 14 ) زندگانى . ( 15 ) بقاء . ( 16 ) و جاودانى . ( 17 ) و امر . ( 18 ) ضا ، مخلص . ( 19 ) سا . ( 20 ) ضا ، تعالى . ( 21 ) سعادت .