بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
201
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
منصور چه بازيهاى زيبا انگيزد و چه تعبيهاى لطيف پردازد « 1 » ، توفيق در امضاى اين عزيمت و كفايت اين مهم كه بصلاح « 2 » جوانب مقرونست توفيق « 3 » رفيق باد . چون اين دوست به حكم تشابك اعراق « 4 » موالات و تشاجر سعت « 5 » اتحاد خانها يكى مىداند و در مصالح بيگانگى صورت نمىكند اين معانى در قلم آورده شد ، توقع است كه مجلس رفيع ( زاده الله رفعة « 6 » ) در تمشيت اين مهمات بهمت « 7 » بزرگوار كه اثر آن بزرك باشد مدد فرمايد ، و چون مسافت ميان جانبين تقارنى گرفت بر ارسال معتمدان ادمان و مواظبت نمايد ، و مطالعات كريم كه پيوسته تطلع و ترصد ورود « 8 » آن رود بر تواتر در « 9 » راه دارد ، و اعلام و استعلام احوال ( و اعلال و استعلال « 10 » ) مصالح از لوازم ذمت مصادقت شناسد ، و باستكفاء مهمات و عرض سوانح مرادات مباسطت كند ، تا در ارتياد آن طلبه بر جادهء كمال اتحاد رفته آيد ، ان شاء الله العزيز .
--> ( 1 ) سازد و . ( 2 ) ضا ، اين . ( 3 ) سا . ( 4 ) اغراض . ( 5 ) شعب . ( 6 ) زاد اللّه رفعته . ( 7 ) نهمت . ( 8 ) وصول . ( 9 ) بر . ( 10 ) و اعلان و استعلان .