بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
161
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
اخلاص صادر « 1 » افتاد ، تا مجلس رفيع فروع و اصول « 2 » و ابواب و فصول آن را اختصاص استماع دهد ، و بر حقايق و دقايق آن اعتماد و تعول « 3 » فرمايد ، و چنان كه بكرات وعده فرموده است و الكريم اذا و عدوفى بايّام بهار كه وقت كار خواهد بود حشم منصور را آماده دارد و طريق استدعاء اين دوست گشاده ، تا چون « 4 » بر سمت خراسان لشكر « 5 » كشيده آيد و بمهمات آن طرف كه اتمام آن متضمن صلاح همگنان است توجه نموده شود آن مجلس رفيع رفعه الله بر حسب اخلاص قديم و وعدهء متقدم در آن مهم مساهمت « 6 » و مشاركت فرمايد ، و در ترشيح « 7 » نهال « 8 » مصادقت و ترجيح اين جانب بر اجابت « 9 » جدّ بليغ نمايد و هيچ تأخير و تراخى كه از قضيت تآخى « 10 » دور افتد جايز نشمرد . ( توقع چنانست كه « 11 » ) اين معانى بحسن ارغا « 12 » و لطف اصغا مخصوص گردد « 13 » ، و يمن ( قبول و « 14 » ) اعتماد بدان پيوندد ، و مخاطبات كريم بر عادت قديم « 15 » مبشر تزايد اقبال و مقرّر مصالح « 16 » احوال متواتر باشد ، و بعرض مهمات و ملتمسات گستاخى رود ، تا حسن « 17 » اهتمام در اتمام آن از لوازم ذمت مخالصت شناخته شود ، و بر قضيت اشارت پرداخته آيد ، ان شاء الله ( وحده العزيز « 18 » ) . اين مكتوب هم به حضرت ملك « 19 » غور محرر گشت « 20 » زندگانى مجلس رفيع باقبال نامحدود و نعمت نامعدود بمسمار ابد مسدود « 21 » باد ، نطاق ادراك از احاطت آن كمال قاصر و جوامع همت بر كسب « 22 » نيكونامى مقصور و ايزد عز اسمه در كل احوال ناصر و اعلام كامرانى و شادكامى منصور . آرزومندى بمشاهدهء كريم فلان « 23 » نه به آن حد است كه افهام را رتبت تقرير
--> ( 1 ) اصدار . ( 2 ) و وصول . ( 3 ) و تعويل . ( 4 ) سا . ( 5 ) سا . ( 6 ) مساقمت . ( 7 ) ترشح . ( 8 ) ضا ، مقاسمت و . ( 9 ) آن جانب ( ظ ، اجانب ) . ( 10 ) ش ، برادرى با يكديگر . ( 11 ) سا . ( 12 ) ظ ، ارعاء . ( 13 ) گرداند . ( 14 ) قبول را ( 15 ) كريم . ( 16 ) و مصالح . ( 17 ) در حسن . ( 18 ) تعالى . ( 19 ) سا . . ( 20 ) شد . ( 21 ) ظ ، مشدود . ( 22 ) كرم . ( 23 ) سا .