بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

162

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

آن تواند بود ، و اوهام را « 1 » منزلت تصوير آن صورت تواند كرد ، و يا از اطناب در آن « 2 » باب جز تطويل مقالت و تدبير « 3 » ملالت حاصلى « 4 » توان يافت ، منتظر « 5 » در تيسير اسباب ملاقات جز لطف صنع يزدانى نيست ، لعل الله يحدث بعد ذلك امرا . پيوسته بر موجب اخلاص و مقتضى اختصاصى كه با آن « 6 » مجلس ( رفيع زيد رفعة به حمد اللّه حاصل است « 7 » ) و امداد آن بر امتداد روزگار متواصل استملأ اخبار قدرت و استيلاء مجلس رفيع ( و اقتفاء آثار رفعت « 8 » ) و استعلاء آن جناب مرتع « 9 » كرده مىشود ، و چون شنوده مىآيد كه چهرهء آن ممالك بزينت دولت عالى حالى است و عرصهء آن ديار از دشمنان آن « 10 » مملكت خالى روايح ارتياح و اعتداد « 11 » مىوزد ، و وفور « 12 » ابتهاج و اعتضاد مىرسد ، و از ايزد تعالى مزيد و دوام آن با حصول « 13 » سعادت ملاقات خواسته مىآيد ، و يقين حاصل است كه چون اين دعا از ساحت سينهء صافى با بدرقهء اخلاص مىرود در صحبت رفيق توفيق بىهيچ منع و تعويق به محل كرامت اجابت رسد . اين مفاوضه اواخر شهر الله المبارك رمضان « 14 » عمت بركته اصدار مى افتد ، و به حمد الله و منه احوال اين جانب خير « 15 » و سعادتست و مجارى احوال « 16 » دولت بر وفق ارادت ، سروران ( اختيار او اضطرارا « 17 » ) سر بر خط خدمت مىنهند ، و گردنكشان رغبة و رهبة ربقهء « 18 » اين جانب را گردن مىدهند ، و دوست و دشمن از لطف و عنف « 19 » شامل اين دوست جزا و سزاى خويش مىيابند « 20 » ، فالحمد لله حمد الشاكرين و الصلاة على نيه محمد و إله

--> ( 1 ) و يا اوهام را . ( 2 ) اين . ( 3 ) و ترتيل ( ظ ، و تذييل ) . ( 4 ) حاصل . ( 5 ) منتظم . ( 6 ) به آن . ( 7 ) زيدت رفعته حاصل است به حمد اللّه . ( 8 ) سا . ( 9 ) مريع ( ش . با خير و بركت ) . ( 10 ) سا . ( 11 ) ش ، اعتماد و خاطر جمع بودن . ( 12 ) و وفود . ( 13 ) بحصول . ( 14 ) رجب . ( 15 ) ظاهرا بخير يا قرين خير و يا لفظى شبيه به آن بوده و اسقاط شده است . ( 16 ) كذا و شايد اعمال بوده و تحريف شده است . ( 17 ) اختيار از اضطرار . ( 18 ) ضا ، فرمان . ( 19 ) ضا ، خويشتن . ( 20 ) سا .