بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي

111

التوسل إلى الترسل ( فارسى )

اهمال و فتور رود در اموال ديوانى ( نقصانى و قصورى « 1 » ) پيدا آيد ، و چون « 2 » عرصهء ديوان تنگى گرفت و وجوه دخل نقصان پذيرفت مصارف اخراجات روى در حجاب تعذر كشيد « 3 » ، و مواجب بواجب ( خدم و حشم « 4 » ) نرسد ، و موجب ( اختلال آراء و انفاس « 5 » ) اهوأ شود ، و فتور بصدق نيت خدمتگاران و كدورت بصفاء « 6 » طويت هواداران راه يابد ، و انديشهء تفرق و طلب تفوق در دلها جاى گيرد ، و اگر تدارك آن فرموده نشود و تلافى آن كرده نيايد و العياذ بالله عقد پادشاهى واهى گردد ، و قاعدهء مملكت انهدام پذيرد . پس بدلالت اين مقالت معلوم مىشود كه « 7 » عنايت در باب عمارت صرف فرمودن و بجوامع همت به اين « 8 » مهم توجه نمودن بر مقتضى عقل پادشاهانه « 9 » لازم است و بر موجب خرد ملوكانه « 10 » واجب ، و تمشيت اين كار و امضاء اين عزيمت جز بواسطهء معمارى - كه در مضمار كفايت و شهامت سابق و مجلى باشد و ببدايع آداب « 11 » و روايع هنر متزين و متحلى و انواع « 12 » مفاخر او بر صفحهء ايام واضح و هويدا و آثار مآثر « 13 » او بر چهرهء روزگار ظاهر و پيدا - ميسر نشود . به حكم اين سوابق ، راى انور ما - كه بتأييد حق موفق است و معرفت ( عقاب امور « 14 » ) چون مبادى و صدور او را محقق - درين مهم نازك و كار معظم بعد از كثرت اغشا « 15 » و فرط اختبار و نظر « 16 » اختيار بر اجل فلان ادام الله تمكينه ( افكنديم ، چه كه او صنيع دولت و رضيع « 17 » ) نعمت ماست ، و در « 18 » ابتداء طفوليت و عهد مهد در مدد « 19 » عنايت و حضانت شفقت ما پرورش يافته است ، و بحسن تربيت و لطف تنميت ما مخصوص ( بوده ، حسب ظاهر « 20 » ) و نسب طاهر او « 21 » در اكناف عالم ظاهر است و فضايل عتيد و شمايل سديذ او متزايد و متظاهر ،

--> ( 1 ) نقصان و قصور . ( 2 ) چون . ( 3 ) كشد . ( 4 ) حشم و خدم . ( 5 ) اختلاف آراء و انقسام . ( 6 ) بصفوت . ( 7 ) ضا ، بدان . ( 8 ) بدين . ( 9 ) پادشاهى . ( 10 ) ملكانه . ( 11 ) ادب . ( 12 ) انواع . ( 13 ) و مآثر . ( 14 ) اعقاب . ( 15 ) اعتبار . ( 16 ) نظر . ( 17 ) افكند چه او رضيع دولت و وضيع . ( 18 ) و از . ( 19 ) مهاد . ( 20 ) بود ، و حسب زاهر . ( 21 ) سا .