بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
110
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
عزيز دارند ، و در تبجيل و تعظيم او ( مبالغتى عظيم بجاى آرند « 1 » ) ، و مرسوم و رسوم آن اشغال به تمام و كمال بىاستعطال « 2 » رأى و التماس فرمان مجدد به او رسانند ، و اسباب مزاحمت و ابواب مداخلت منقطع و بسته دارند ، و امداد شكر او كه بر درگاه ما اثرى بليغ ( و موقع جسيم دارد « 3 » ) پيوسته گردانند ، و فرمان ما را بر عادت معتاد منقاد باشند ، تا محامد و مراضى ما ( بروزگار ايشان « 4 » ) شامل گردد ، و مقاصد و مآرب ايشان « 5 » در ضمن آن حاصل آيد ، ان شاء اللّه تعالى . اين مثال از جهت « 6 » معمارى ولايت خوارزم ( نبشته مىآيد « 7 » ) جهاندارى را مبادى « 8 » و مقدمات بسيار است و شهريارى را « 9 » مصالح و مهمات « 10 » بيشمار ، و حصول آمالرا ابواب و فصول متعين و وصول ( و اموال را فروع و اصول متقين « 11 » ) . و چون اين قوانين بر منهج رشاد و جادهء سداد تمشيت يافت و اوايل و اواخر و موارد و مصادر آن به نظر صاحب خرد « 12 » مرموق گشت ( و قصر پادشاهى هر روز مشيدتر و منيعتر شود ، و اساس كامرانى هر ساعت « 13 » ) اكيدتر و رفيعتر گردد ، و فراغ دل از دواعى اختلال احوال يكباره حاصل آيد ، و اصل معظمتر و ركن محكمتر از اصول و اركان پادشاهى - كه رعايت آن از لوازم است و عنايت در باب آن از فرايض و لفظ نبوى كه قايد زمام معرفت و رايد رياض حقيقت باشد در تحريض بر آن وارد - عمارت و آبادانى و زراعت و دهقانى ولايت است كه التمسوا الرزق فى خبايا الأرض ، چه كه « 14 » مصالح جهانبانى بعمارت و آبادانى مضبوط شود ، و شرايط مملكت بروابط دهقنت مربوط باشد ، لا ملك الا بالرجال و لا رجال الا بالمال و لا مال الا بالعمارة « 15 » ، و اگر در عمارت و آبادانى
--> ( 1 ) مبالغت كنند . ( 2 ) بىاستطلاع . ( 3 ) دارد و موقعى جسيم . ( 4 ) روزگار ايشانرا . ( 5 ) سا . ( 6 ) به جهت . ( 7 ) نوشته آمد . ( 8 ) مهمات . ( 9 ) و شهريارى . ( 10 ) و مبادى . ( 11 ) اموال را ابواب و فصول متقين ( ظ ، متبين ) . ( 12 ) خردى . ( 13 ) هر روز قصر پادشاهى مشيدتر و هر ساعت اساس كامرانى . ( 14 ) سا . ( 15 ) ضا ، بالعدل ( ظ ، و لا عمارة الا بالعدل ) و لا عدل الا بالسياسة و الرافة .