بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
72
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
مسبلات « 1 » آن را خصوصا ( كه ديه جهاد را « 2 » ) در تحت تصرف « 3 » اهتمام و حضانت شفقت خويش آرد ، و در توليت آن نايبانى « 4 » معمار - كه تيمار آن بواجبى ( بدارند و در استثمار آن و اغراس و استعمار اعمال آن بواجبتى بدارند و استكثار اموال و اثارت وجوه دخل آن مبالغت تمام كنند و از طلب لقمهء « 5 » ) حرام و كسب طعمهء خبيث دور باشند - نامزد كند ، و مشرفانى امين و محاسبانى جلد را - كه نقير و قطمير آن « 6 » ارتفاعات در حيز معرفت و ضبط خود آرند و خويشتن را بر تقصير و توفير متوليان آن وقوف دهند - بر سر « 7 » ايشان گمارد ، و در ( اجازت آن « 8 » ) اسباب طلب غبطت ساخته دارد ، و عقود اجارات دراز نكنند « 9 » ، تا دست اطماع از تملك آن كوتاه ماند ، و محصولات و ارتفاعات را « 10 » بعد از استقصأ در استيفاء « 11 » رقبهء وقف چنان كه واجب است به شرط واقف در مصارف وجوب پرداخته كند ، و تعلق مستأكله - كه دندان طمع تيز كرده باشند و آستين شره بازبرده و دامن حرص برزده - از آن بريده گرداند ، ( شعر « 12 » ) تا صيت و نام « 13 » نيك شود از تو منتشر * تا ذكر فعل « 14 » خوب بود از تو يادگار كه ( ساكن آن « 15 » ) منزل دنيا و سالكان شارع شرع را وراى خوبنامى غايتى نتواند بود ، ( چه كه پيغامبران عليهم السلام را « 16 » ) - كه برگزيدهء خداى تعالى « 17 » و بركشيدهء حقند - ( با مزاياى « 18 » ) عطاياى ربانى « 19 » - از حضرت عزت در ( خلوات مقام - دعوات « 20 » ) انتشار نام خوب واجب داشتهاند ، و آن موهبت جسيم را با نعيم
--> ( 1 ) مسبلات . ( 2 ) ديه جهاركه . ( 3 ) سا . ( 4 ) بابتى . ( 5 ) بدارد ، و در استثمار اغراس و استعمار اعمار و اعمال و استكثار اموال و اعارت وجوه دخل آن متابعت كند ، و از لقمهء ( ظ ، بدارند و در استثمار اغراس و استعمار اعمال و استكثار اموال و انارت وجوه دخل آن مبالغت تمام كنند و از طلب لقمهء ) . ( 6 ) سا . ( 7 ) و بر سر . ( 8 ) اجارت اين . ( 9 ) نكند . ( 10 ) و ارتفاعات . ( 11 ) استبقاء . ( 12 ) سا . ( 13 ) نام . ( 14 ) ضا ، خود . ( 15 ) ساكنان . ( 16 ) چه پيغمبران عليهم السلام . ( 17 ) سا . ( 18 ) با من و با او ( 19 ) ربانى را . ( 20 ) مقام خلوت - دعوت .