بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
مقدمه 10
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
و هزارها كتاب و رسالهء فارسى و عربى در آن ننوشته باشند . متأسفانه اين گنجينههاى علم و حكمت كه هريك قدمت و عظمت تمدن ايران را سندى معتبر بود از دست برد حوادث محفوظ نماند و آتش بيداد چنگيز كه دود از دودمان علم و ادب ايرانى برآورد از آن همه ذخائر علوم و فنون و كنوز حكم و معارف جز مقدارى اندك برجاى نگذارد . بنيادى كه ملت ايران كاخ عظمت و اقتدار خود را بر آن نهاده بود بدست وحشيان تاتار زيروزبر گرديد و از اينروى قدرت معنوى و شوكت حقيقى ايران روى بانحطاط و تنزل گذارد ، و مغز روشن ايرانى كه از بحث در حقايق به كار ديگر نمىپرداخت چنان سرگرم اوهام شد كه جهان را وهم و خيال و بحث علمى را قيلوقال انگاشت و مستغرق شدن در جذبه و حال را براندوختن دانش و كسب كمال ترجيح داد ، و هرچند دانشمندان عصرهاى بعد پاى همت استوار ساختند و براى تجديد معالم علم بفراهم آوردن بقاياى آثار قديم و تأليف و تدوين آثار جديد همت گماشتند ، و ليكن لطمه و آسيبى كه از هجوم مغول بعالم علم و ادب فارسى وارد آمده بود همچنان جبران نايافته بماند ، و مىتوان گفت كه آنچه اين دانشمندان افزودند معادل آن در فتنهها و انقلابات ديگر كه پىدرپى بوقوع مىپيوست كاسته شد ، و انحطاط فكرى ايرانيان بپايهء رسيد كه چون در زمان صفوّيه بواسطهء آرامشى كه موقتا روى نمود به تحصيل دانش رغبت نمودند ، حكم و معارف قديمه را بدانگونه منسوخ و متروك يافتند كه بفقه و حديث كه رشتهء از معلومات بود اكتفا كردند و لقب عالم بفقها كه صنفى از علما بودند اختصاص يافت و خواندن كتب فلسفه و عرفان مذموم شد و بقيهء مؤلفاتى را كه از پيشينيان در علوم طبيعى و رياضى و الهى و فلسفهء عملى و فنون مستظرفه و شعب و فروع آنها باقى و برجاى مانده بود قدر و اعتبارى نماند و بسيارى از آن نسخههاى نفيس در طاق نسيان و غفلت طعمهء موريانه و يا عرضهء حوادث ديگر گرديد . مقارن اين احوال مشيت الهى بطلوع خورشيد علم از مغرب تعلق گرفت ، و در نيمهء اول قرن دهم هجرى نهضت علمى و ادبى اروپا شروع شد و دانشمندان آن