بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
مقدمه 11
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
سرزمين كه شاگردان ابو على سينا و محمد بن زكرياى رازى و ابو ريحان بيرونى و ديگر علما و حكماى ايران و مشرق زمين بودند با فكرى آزاد بتحقيقات علمى پرداختند و بسير در آفاق و انفس درهاى تازه از علم و هنر بر روى جهانيان گشودند ، و در اين سير علمى هرچند پيشتر رفتند بعظمت و اهميت آثار فكرى دانشمندان ايران و ديگر ممالك شرقى بيشتر پىبردند ، و در جمع و ادخار آنها با تمام قوى كوشيدند ، و قسمت مهمى از سرمايهء معنوى شرقيان را كه نزد صاحبان اصلى مجهول القدر مانده بود بثمن بخس از كف ايشان ربودند ، و بسيارى از كتب و مؤلفات ايرانى كه نسخهء آنها كمياب و بلكه منحصربفرد بود زينتبخش كتابخانههاى اروپا كرديد . غربيان در ظرف سه چهار قرن علم و هنر را به حد كمال رساندند و بمدد دانايى كه بخشندهء توانايى است بر اقوام ديگر برترى و تفوق يافتند ، و علوم و صنايع و مخترعات و مكتشفات علمى و تشكيلات منظم اجتماعى ايشان مردمان مشرق زمين را چنان خيره و مدهوش ساخت كه يكسره خود را باختند و قدمت تمدن و تقدم علمى و اهميت آثار گويندگان و نويسندگان پيشينهء خود را بيكباره فراموش و بلكه انكار كردند ، و كوتهنظران ايشان خفتگى بخت خويش را در هنگام دميدن خورشيد علم از مغرب بر سوء سابقه حمل نمودند ، و نوميدى از سابقه افكار زشت و پست در مغز ايشان ايجاد كرد ، و علائم نفرت از آداب و رسوم ملى كه مقدمهء بدرود حيات اجتماعى است از گفتار و رفتار ايشان نمايان گرديد . سفيهان عاقلنما مردم را بمستهلك شدن در عنصر غربى دعوت كردند ، و خردمندان مآلانديش از عاقبت اين تحول يا تنزل اجتماعى بيمناك و از تعديل افكار دهشتزده و مرعوب مأيوس شدند . در بحبوحهء اين تيرگى كه بر مشرق چيرگى يافته و روز بسى از ملل شرقى را چون شب تار ساخته بود ، بناگاه ستارهء سعادت و اقبال درخشيدن گرفت ، و دورهء مجد و عظمت ايران بنام عصر همايون پهلوى تجديد شد . مزاج مملكت از اخلاط فاسد درونى و اعراض مهلك بيرونى پاك و افكارى كه در اثر