جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

583

تحفة الملوك ( فارسى )

سوى خداوند از حسن‌خلق نيست « 1 » ، و فرمودند كه از براى صاحب خلق حسن مثل اجر روزه‌دار و شب‌زنده‌دار [ مىباشد ] « 2 » و موجب معمورى ديار و مزيد اعمال و موجب قرب به خدا و به خلق و به جنّت و بعد از جهنم است عبارت است از همين بشاشت و گشودگىروى و خوش‌كلامى و خوش‌برخوردى با مردمان . و اين از باب تسميهء نوع است به اسم جنس خود ؛ چون‌كه خلق حسن جنس است از براى هريك از صور حسنهء نفسانيه ، چنان‌كه سابقا دانسته شد . و اما سماحت ، پس به معناى جود و كرم و مساهله نمودن در عطيه است . و سابقا در خصالى كه در تحت فضيلت سخاوت ذكر شد ايضا دانسته شد كه سماحت بذل نمودن به دل‌خوشى است بعضى از چيزهايى كه واجب نباشد . و از اين‌جا است كه در احاديث وارد شده است كه « السماحة البذل فى العسر و اليسر » « 3 » ، يعنى سماحت آن است كه اين‌كس در حال عسر و تنگى و يسر و فراخى ، هردو ، بذل و عطا بنمايد . و در حديث ديگر فرمودند كه « السماحة اجابة السائل و بذل النائل » « 4 » ، يعنى سماحت اجابت نمودن سائل و بذل كردن عطيه و خير است . و در حديث ديگر كه فرمودهء رسول خدا است صلّى اللّه عليه و إله فرمودند كه آيا خبر بدهم شما را به بهترين مردان شما ؟ پس عرض نمودند كه بلى يا رسول اللّه ! پس فرمودند كه « انّ من خير رجالكم التقى النقى السمح الكفين النقى الطرفين البر بوالديه و لا يلجى عياله الى غيره » « 5 » ، يعنى به درستى كه از جملهء بهترين مردان شما مردى است كه صاحب تقوا و نقاوت باشد و دو دست او صاحب عطيه باشد ، و دو طرف او كه عبارت است از فرج او ، از حرام پاك باشد ، و نيكىكنندهء به والدين خود باشد ، و ملجأ نسازد عيال خود را به سوى غير خود ؛ يعنى حمل و كلّ بر ديگران ننمايد . و اما ظفر ، پس عبارت است از فوز و صلاح و رسيدن به خيرات و نصرت يافتن بر

--> ( 1 ) . همان ، ص 100 ، ح 4 . ( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 100 ، ح 5 ؛ ص 103 ، ح 18 ؛ ص 101 و 102 ، ح 14 و ص 100 ، روايت 8 ؛ ناگفته نماند قسمت آخر اين حديث را پيدا نكردم . ( 3 ) . معانى الاخبار ، ص 256 ، باب معنى السماحة ، ح 1 . ( 4 ) . همان ، ص 401 ، باب نوادر المعانى ، ح 62 . ( 5 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 57 ، ح 7 .