جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
582
تحفة الملوك ( فارسى )
خود به عالم امن و اطمينان و يافتن روح و راحت و معيّت با خداوند ذو العزة ، چنانكه فرموده است كه فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ « 1 » . و اما اجتناب از شر پس معناى آن ظاهر و هويدا است و سابقا ايضا در تحت خصلت صيانت ذكر شد و بعد از اين ايضا ذكر مىشود و هيچ كدام تكرارى نيست ؛ چونكه مىتواند شد كه يك فضيلتى در تحت فضايل متعدده باشد و يك خصلتى از دو سه خصلت منشعب گردد . و اما بشاشت و او را حسن بشر و طلاقت وجه ايضا گويند ، پس عبارت است از گشادگى صورت و خوشرويى و خوشبرخوردى با مؤمنين و اكفا و اهل فضل و كمال . و سابقا دانسته شد كه اين خصلت از لوازم عقل و ايمان است و هر مؤمنى چنين مىباشد . و حديث « المؤمن هشّاش بشّاش » « 2 » مشهور است ، يعنى مؤمن چرب و نرم و گشادهروى و خندان مىباشد . و جناب پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله وصيت فرمود مردى را و از جمله وصاياى آن جناب اين بود كه فرمود : « الق اخاك بوجه منبسط » « 3 » . يعنى ملاقات بنما برادر دينى خود را به روى گشاده . و شخصى عرض نمود به جناب امام جعفر عليه السّلام كه حد حسنخلق چهچيز است ؟ پس فرمودند كه نرمى زبان و خوشى كلام و ملاقات نمودن برادر دينى را به گشادگىروى « 4 » . و فرمودند كه سه خصلت است كه هريك از آنها را كه خداوند به كسى بدهد ، واجب مىگرداند از براى او ، بهشت را : يكى انفاق نمودن با وجود فقيرى ، و يكى گشودگىروى به جميع عالم ، و يكى انصاف دادن اين كس از جانب نفس خود . « 5 » خلاصه ، حسنخلقى كه در احاديث بسيار وارد شده است و فضيلت آن از حد گذشته است حتى اينكه فرمودند كه در قيامت چيزى در ميزان گذارده نمىشود كه بهتر از خلق حسن باشد « 6 » ، و فرمودند كه چيزى بعد از اداى فرايض ، محبوبتر به
--> ( 1 ) . قمر : 55 . ( 2 ) . اصول كافى ، ج 2 ، ص 229 ، ح 1 . ( 3 ) . همان ، ص 103 ، ح 3 . ( 4 ) . همان ، ح 4 . ( 5 ) . همان ، ح 2 . ( 6 ) . همان ، ص 99 ، ح 2 .