جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

562

تحفة الملوك ( فارسى )

مىنمايند و غير آن‌ها كه در تكسّب و امور معاش خود بىمبالات مىباشند و جمع مال را از وجه غير جميله مىنمايند فراخ روزى و خوش زندگانى و مغبوط و محسود عوام مىباشند و لكن عاقل داند كه نه آن را نقصى و نه اين را كمالى حاصل شده است و هم‌چنين عمل شبيه به شجاعت صادر مىشود از جمعى كه فضيلت شجاعت در ايشان موجود نيست و نبوده است مانند كسانى كه اقدام بر مباشرت حروب و ركوب اهوال و خطرهاى عظيمه مىنمايند لكن در طلب مالى يا ملكى يا غرضى از اغراض دنيويّه و باعث بر اقدام ايشان طبيعت شره و حرص شده است نه فضيلت شجاعت ؛ به جهت آن‌كه نفس شريف را در معرض خطر نهادن در طلب مال يا جاهى يا غرض ديگرى از اغراض خسيسه فانيّه از خساست طبع و دناءت همت خواهد بود نه از طبيعت فضيلت ؛ چون‌كه حقيقت شجاعت تابع شدن قوهء غضبيّه است مر امر و حكم قوهء عاقله و نفس ناطقه و حركت نمودن به اذن او در مقاومت نمودن نفس به سبب آن مر امور شديده از جهت حذر نمودن از امور قبيحه و شنيعه ، پس بايد كه حذرش از ارتكاب امرى قبيح و شنيع بيشتر باشد از همه‌چيز حتّى از انصرام عمر و انقطاع حيات و به اين سبب است كه كشته شدن جميل را بر زندگى مذموم اختيار مىكند و تعجيل نمودن مرگ را با درك نمودن فضيلت شجاعت و ذكر باقى و ياد خير از ابقاء عمر و تأخير اجل دوست‌تر مىشمرد و چنان‌كه شأن كاملين و مجاهدين فى سبيل اللّه بوده و اشاره به اين مرتبه فرموده است آن‌چه را كه شجاع حقيقى و واقعى اعنى امير المؤمنين عليه السّلام به اصحاب خود مىفرموده كه « ايّها الناس انكم إن لم تقتلوا تموتوا و الذى نفس ابن ابى طالب بيده لألف ضربة بالسّيف على الرأس أهون من ميتة على الفراش » « 1 » ، يعنى اى مردمان به درستى كه شما اگر كشته نشويد در جهاد نمودن در راه خدا و در حفظ دين خدا ، هرآينه چه توانيد كرد كه آخر به اجل موعود خواهيد مردن به حق آن‌چنان خدايى كه جان پسر ابى طالب در قبضهء قدرت او است كه هزار ضربت شمشير بر سر آسان‌تر است از مردن بر بستر و از جهت حصول و وصول به اين مرتبه

--> ( 1 ) . طوسى ، امالى ، ص 216 ، رقم 28 و 378 ؛ صبحى صالح ، نهج البلاغه ، ص 180 ، خطبه 124 از جمله « و الّذى نفس . . . » به بعد آمده و در اصول كافى ، ج 5 ، ص 53 ، ح 1 ، بدون جمله اوّل با مقدارى اختلاف آمده است .