جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

559

تحفة الملوك ( فارسى )

دو طرف افراط و تفريط فضيلت حيا مىباشند و معنى خرق شدّت دهشت است از جهت خوف و حيا و از قبيل اسراف و بخل كه دو طرف سخا است و تكبّر و تذلّل كه دو طرف فضيلت تواضع است و تجرّح و فسق كه دو طرف فضيلت عبادت است و از براى اكثر آن‌ها نامى وضع نشده است و لكن معانى و مرتبهء آن‌ها قياس به حدّ وسط نموده ممتاز و معلوم مىشود و گاه باشد كه فضيلتى مشتبه مىگردد به طرفين افراط و تفريطى خود در نزد غير صاحب فضيلت به سبب جهل غير يا به سبب تشابه آثار فضيلت با غير آن مثل آن‌كه فضيلت سخاوت مشتبه به بخل گردد در جايى كه صرف مال در موضعى لايق نباشد ، پس اين كس صرف نكند به جهت دورى از رذيلهء اسراف و مردمان گمان بخل به او برند يا آن‌كه مشتبه به اسراف گردد و چنان‌كه صرف مال در موضعى غير لايق باشد و رذيلهء اسراف باشد و مردمان آن را سخاوت پنداشته باشند و هم‌چنين در فضيلت شجاعت گاه باشد كه اقدام نبايد كرد و نكند و بر رذيلهء جبن مشتبه شود يا آن‌كه بكند و رذيلهء تهوّر باشد و به فضيلت شجاعت مشتبه شود و در هر كجا كه مفهوم و آثار فضيلت وجودى باشد در آن‌جا اشتباه طرف افراط به اصل فضيلت زودتر باشد و بر مردمان و ناقص نظران بيشتر مشتبه شود به جهت آن‌كه در اين صورت طرف افراط مثل اصل فضيلت ايضا وجودى مىباشد و اشتباه وجودى به وجودى ديگرى كه هردو از يك جنس باشند زود و بسيار مىشود مثل آن‌كه سخاوت و شجاعت ؛ چون‌كه به اعتبار مفهوم و آثار وجودى مىباشند ، پس هريك از اسراف و تهوّر كه طرف افراط آن‌ها است و مثل آن‌ها وجودى مىباشند زود به آن‌ها مشتبه مىشوند و چندان‌كه مردمان اسراف و تهوّر را بيشتر ببينند گمان كنند كه در فضيلت شجاعت و سخاوت كامل‌تر شده است به خلاف بخل و جبن كه چون‌كه عدمى مىباشند و مباينه و مغايرت آن‌ها با اصل فضيلت پر ظاهر و هويدا مىباشند مشتبه به اصل فضيلت نمىشوند و امّا اگر در جايى باشد كه مفهوم و آثار فضيلت عدمى باشد ، پس اشتباه آن به طرف تفريطش كه عدمى است ايضا زودتر و بيشتر مىشود و به اطراف افراط كه وجودى است و مغايرت و مباينت آن با اصل فضيلت ظاهر و بيّن است ديرتر بلكه اصلا واقع نمىشود ، مثلا فضيلت عفت به رذيلهء خمود كه