جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
540
تحفة الملوك ( فارسى )
معاديه لازم دارد ابطال غايت و ثمرهء فعل خداوند را كه در حقيقت ، منازعه و مخاصمه نمودن با جناب ذو العزّة او است لا غير . و از اينجا است كه در احاديث رسيده است كه خداوند دوست نمىدارد بندهء اكول و نؤوم را ، يعنى خورنده و خوابكننده را ، و دوست مىدارد بندهء كسوب را « 1 » ، يعنى بندهء كسبكننده را . و مخاطبه نمودن خداوند با حضرت داود ( ع ) كه تو خوب بندهء بودى اگر آنكه از بيت المال نمىخوردى ، و گريستن او در چهل صباح و نرم نمودن خداوند آهن را از براى آن بعد از چهل صباح و مشغول شدن او به ساختن زره ، معروف و مشهور « 2 » است . و همچنين كسب نمودن جميع انبيا و اوليا ثابت و محقق است . بلى به خصوص از براى طالب علم در اوقات تحصيل او ، به شرط آنكه در حقيقت محصّل باشد و طلب علوم و معارف را به جهت كمال نفس و رضاى خداوند نمايد ، رخصت داده شده است كه ترك كسب نمايد . و وارد شده است كه همهكس بايد كه از كد يمين و عرق جبين ، معاش و زندگانى را بگذرانند مگر طالب علم . بلى ، گداى كوى تو از هشت خلد مستغنى است * اسير بند تو از هردو عالم آزاد است « 3 » و اما ازاله و معالجه شدن و حرص و طمع ، كه ضد افراطى شهوت است و قباحت آن شديدتر و فساد آن بيشتر است و از اين جهت آيات و اخبار در مذمّت آن بيشتر وارد شده است ، پس به عمل نمودن و گرفتن طريقه و ملكهء اقتصاد و ميانهروى است در معيشت ، و رفق نمودن در انفاقات و اخراجات ، و سد نمودن ابواب اخراجات را بر خود به قدر امكان ، و قناعت نمودن به قدر كفايت و حد حاجت واقعيه و ضروريه ، يعنى بايد كه خود و اهل و عيال را عادت بدهد به قناعت نمودن در ملابس و مآكل و مشارب و مناكح و مساكن ، به هرچيزى كه به طريق يسر و عزّت و حليّت ممكن بشود و به او برسد و طالب آنچه را كه به طريق عسر يا ذلّت يا حرمت يا شبهه است نباشد .
--> ( 1 ) . اين روايت بعد از فحص پيدا نشد ، ولى شبيه آن در فروع كافى ، ج 5 ، ص 84 ، باب كراهية النوم و الفراغ ، ح 2 و 3 ، آمده است و روايت چنين است : « إنّ اللّه عزّ و جلّ يبغض العبد النّوام الفارغ » . ( 2 ) . فروع كافى ، ج 5 ، ص 74 ، باب ما يحب الاقتداء بالائمة عليهم السّلام فى التعرض للرزق ، ح 5 . ( 3 ) . ديوان حافظ ، به اهتمام محمد قزوينى و دكتر قاسم غنى ، ص 25 ، غزل 35 .