جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
924
تحفة الملوك ( فارسى )
عرب ، كسى را گويند كه دو پلك چشم او برگشته يا شكافته باشد و مويش ريخته و سرخ گشته باشد يا آنكه پلك زيرين او فرو افتاده باشد . و كسى كه لب پايين او شكافته باشد او را ايضا اشتر گويند . و چونكه در بعضى از حروب زخمى به چشم مالك رسيده و پلكش برگشته و شكافته شده بود ، از اين سبب ، او را اشتر گفتند . و چنين كسى را خروس چشم گويند ؛ چونكه چشم خروس ايضا چنين است . و از اينجا است كه چون طرماح بن عدى از جانب جناب امير به نزد معاويه به رسالت آمد و معاويه به او گفت كه به ابن ابى طالب بگو كه من لشكرى را جمع نمودهام كه به عدد دانههاى جاورس كوفه است ، پس طرماح در جواب گفت كه على را خروسى است اشتر نام كه جميع جاورسها را در يك لحظه برمىچيند ؛ و مراد او از خروس ، همان مالك است . تحفه : [ 7 ] ، [ عهدنامه مذكور اين است كه ؛ ] بسم اللّه الرحمن الرحيم هذا ما أمر به عبد اللّه علىّ امير المؤمنين ، مالك بن الحارث الأشتر فى عهده إليه حين ولّاه مصر . اين ، آن چيزى است كه امر نموده است به آن ، بندهء خدا ، على ، پادشاه مؤمنين ، مالك پسر حارث اشتر را در عهد و وصيتى كه به سوى او مىنمايد ، در وقتى كه او را والى مصر گردانيده . جباية خراجها و جهاد عدوّها و استصلاح أهلها و عمارة بلادها . به جهت جمع نمودن خراج آن و جهاد نمودن با دشمن او و اصلاح نمودن اهل آن و تعمير نمودن بلاد و اطراف آن . أمره بتقوى اللّه و إيثار طاعته و اتّباع ما أمر به فى كتابه من فرائضه و سننه الّتى لا يسعد احد الّا باتّباعها و لا يشقى إلّا مع جحودها و إضاعتها . امر فرموده او [ را ] به تقواى خدا و اختيار نمودن طاعت او و متابعت نمودن آنچه امر به آن فرموده در كتاب خودش ، از واجبات او و طريقهاى آنچنانى ، كه سعيد