جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

909

تحفة الملوك ( فارسى )

كارهاى بسيار بر اقران غالب آيد به نفس خود يا به واسطهء اعوان و انصار ، از فرط قدرت يا از كثرت عدد و شهرت و اين نعمتى و غبطهء عظيمى است در نزد ايشان ، حتى اين‌كه مغبوطترين همه ، كسى را دانند كه هيچ كس به او مكروهى نتواند رسانيد و او به هركه خواهد ، تواند رسانيد ؛ و يكى ديگر حسب ؛ يعنى آن‌كه پدران او به يسار يا كفايت ضروريات يا نفع رسانيدن به غير يا استهانت موت و امثال اين‌ها بر ديگران غالب بوده‌اند . و رئيس اين مدينه و آن‌كه اهليت كرامت را بيشتر دارد ، آن كسى است كه در اين پنج چيز بيشتر باشد . و چنين رئيسى در اكثر احوال به ثروت و يسار احتياج مىدارد ؛ به جهت آن‌كه رسانيدن منافع به اهل مدينه ، بدون يسار ممكن نبود . و چندان‌كه افعال اين رئيس ، بزرگ‌تر باشد ، احتياج او نيز بيشتر است . و شايد در نزد خود چنان پندارد كه انفاق او از آثار كرم و از روى حريّت است نه از جهت طلب كرامت . و مالى كه خرج مىنمايد يا بر سبيل خراج ، از قوم و رعيت خود ستاند يا آن‌كه بر سبيل تغلب از جماعاتى كه در آرا و افعال با آن‌ها مضاده يا با آن‌ها حقدى و كينه‌اى و عداوتى دارد ، بگيرد و در بيت المال جمع نمايد و انفاق كند تا آن‌كه او را اسمى و صيتى حاصل شود و به آن اسم و صيت مالك رقاب مردمان گردد و فرزندان او را بعد از آن صاحب حسب دانند و ملك و رياست را بعد از خود ، به فرزندان دهد . و شايد كه خود را به اموالى چند تخصيص دهد كه نفع آن‌ها به ديگران نرسد تا آن‌كه آن‌ها را سبب استحقاق كرامت او دانند . و ايضا شايد كه با اكفا و اقران خود ، كه ملوك اطرافند ، كرامات را بر سبيل معاوضه يا مرابحه نمايد تا آن‌كه همگى انواع كرامات را استيفا نموده باشد . و چنين كسى خود را به تجمّلى و تزيّنى كه مستدعى بها و جلالت و فخامت شأن او است ، از اصناف ملبوسات و مفروشات و خدم و امثال آن‌ها ، متحلّى و متزين گرداند تا آن‌كه وقع او بيشتر گردد و مردمان را به حجاب از خود بازدارد تا آن‌كه هيبت او بيفزايد . و چون رياست او ثابت شود ، در قلوب مردمان جاى دهد كه بايد رؤسا و ملوك بدين منوال باشند . پس مردمان را در مراتب مختلف ، مرتب گرداند و هريكى را به نوعى از كرامت كه اهليت او اقتضا كند مخصوص سازد ؛ مانند يسارى