جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

910

تحفة الملوك ( فارسى )

يا ثنايى يا لباسى يا مركبى يا چيزى ديگر تا آن‌كه به واسطهء آن ، عظمت و جلالت امر او حاصل گردد . و مقرب‌ترين مردمان به او ، كسى است كه او را بر عظمت و جلالت ، بيشتر معونت نمايد و به اين وسيله ، طالبان كرامت ، تقرّب به او جويند شايد كه كرامت ايشان زياد شود . و اهل اين مدينه ، مدن ديگر را مدن جاهله شمرند و خود را به فضيلت منسوب دانند . و شبيه‌ترين مدن جاهله به مدينهء فاضله ، همين مدينه است ، خصوصا وقتى كه مراتب رياست بر قلّت و كثرت نفع مقدر دارند . و چون كرامت در امثال اين مدينه به افراط رسد مدينهء جبّاران شود ؛ چون‌كه جبّار محب و طالب كرامت است با قهر و غلبه ، و نزديك است كه با مدينهء تغلب يكى گردد . و اما مدينهء تغلب ، عبارت است از اجتماع جماعتى كه به سبب اشتراك آن‌ها در محبت داشتن غلبه ، اجتماع و تعاون يكديگر را براى همين نمايند كه از براى ايشان بر ديگران غلبه حاصل شود . و غايت غلبهء ايشان مختلف مىباشد . پس غلبهء بعضى به جهت خون ريختن ، و بعضى براى مال بردن ، و بعضى به جهت محض استيلا يافتن بر مردمان و بندگى گرفتن ايشان است . و لذت ايشان در محض قهر و غلبه و اذلال است . و به اين سبب گاه باشد كه بعد از ظفر يافتن بر مطلوب خود ، التفات به آن ننمايند و از آن در گذرند . و بعضى قهر و غلبه را به طريق مكر و فريب مىخواهند ؛ و بعضى به طريق مكابره و مكاشفه ، دوست مىدارند ؛ و بعضى هردو را استعمال مىكنند . و مجملا ، آن است كه طبيعت ايشان قهر و غلبه على الاطلاق را مايل است ، مگر آن‌كه از قهر مدينهء خود ، به سبب احتياج به يكديگر و معاونت بر قهر و غلبه ، امتناع مىنمايند . و رئيس اين جماعت كسى است كه در تدبير قهر و غلبه بر ايشان افزون باشد و دفع تغلب دشمنان از ايشان بهتر تواند نمود . و سيرت اين جماعت ، عداوت با همهء خلق است . و رسوم و سنن ايشان رسوم و سننى است كه مدخليت در امر غلبهء بيشتر داشته باشد . و تنافس و تفاخر ايشان به كثرت غلبه و به عظيم دانستن امر آن است . پس هر كس كه اعداد و نوبت‌هاى غلبهء او بيشتر است فخر او شديدتر مىباشد . و از اخلاق اين جماعت ، سخت‌دلى و زودخشمى و تكبر و حقد و عجب بر بسيارى اكل و شرب و افتخار و حرص و دوست داشتن مدح و جماع و طلب نمودن مطالب را بر وجه