جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

908

تحفة الملوك ( فارسى )

و مدينهء خسّت ، كه آن را مدينه لذت ايضا گويند ، عبارت است از اجتماع جماعتى كه غرض از اجتماع و تعاون ايشان تمتّع بردن از لذّات محسوسه است ؛ مانند مأكولات و مشروبات و منكوحات و انواع هزل و لهو و لعب و بازى . و رئيس ايشان آن كسى است كه قدرت او بر لذات مذكوره زيادتر از سايرين باشد و معاونت ايشان را در وصول به آن‌ها بهتر تواند نمود . و اين مدينه را بالنسبة به انواع مدن جاهليت ، سعيدتر و مغبوطتر شمرند ؛ به جهت آن‌كه وصول به اغراض ايشان بعد از تحصيل قدر ضرورى و بعد از حصول ثروت و يسار است . و شره و حرص اهل اين مدينه در تزايد باشد و به لين طبع و ضعف رأى ، موسوم باشند . و شايد كه از غلبهء اين خصلت ، قوهء غضبيه ايشان به‌طور كلى بر طرف گردد و با قوّت ناطقه ، خادم قوهء شهوى گردند . و مدينهء كرامت ، عبارت است از اجتماع جماعتى كه سبب اجتماع و تعاون ايشان ، طلب نمودن و رسيدن به كرامات قولى و فعلى است ؛ يعنى افعال و اقوالى كه موجب انتشار يافتن اسم و صيت و آوازه و شايع شدن مدح و تعظيم و اجلال و ياد نمودن اين كس را در زمان حيات و ممات بشود ، خواه آن‌كه آن افعال و اقوال در نزد شرع و عقل و در حقيقت ، راجح و ممدوح يا مرجوح و مذموم باشد و خواه آن‌كه با يكديگر و با اهل مدينهء خود باشد يا با غير اهل مدينهء خود ، و بر طريق تساوى باشد يا بر تفاضل ؛ مثل اين‌كه به كسى يك نوع اكرامى را بنمايد تا اين‌كه آن هم در وقت ديگر ، به همان نوع يا به نوع ديگر و به همان قدر يا به اضعاف آن ، اكرام نمايد و آن برحسب استحقاقى است كه با يكديگر مواضعه و قرارداد نموده‌اند ؛ مثلا چون يكى از آن‌ها ديگرى را ديدن نمايد ، بايد آن ديگر ، او را بازديد نمايد ، يا آن‌كه اگر چيزى براى او بفرستد و بدهد ، بايد كه به همان قدر يا بيشتر از آن ، او را عوض دهد و الا در معرض ملامت ، او را درآورند . و معاملات ايشان در كرامات مثل معاملات اهل بازار است . و اهليت و استحقاق كرامت را در نزد ايشان كسى دارد كه پنج چيز را داشته باشد : يكى ثروت و يسار ؛ و يكى ديگر قوهء مساعدت نمودن بر اسباب لهو و لعب ؛ و يكى ديگر قدرت داشتن بر زياده از مقدار ضرورت بىتعب و مشقّت ؛ و يكى ديگر نافع بودن در طريق وصول به اين سه چيز ؛ و يكى ديگر غلبه ؛ مثل آن‌كه شخصى در يك كار يا در