جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
907
تحفة الملوك ( فارسى )
حيوانيه ايضا شده است ؛ و در عقايد ، با اهل مدينهء فاضله موافق و در اعمال و افعال ، مخالف ايشانند ؛ و خيرات را مىدانند ولى به آن عمل نمىنمايند . و مايل به افعال جاهليت مىباشند . و اين را مدينه فاسقه گويند . و يكى ديگر آنكه به سبب نقصان نور عقل و قوهء فكريه ، نه به سبب عدم آن ، كه طريقهء مدينه جاهله است ، قوانينى چند در تخيل خود قرار دادهاند و سعادتى شبيه به سعادت حقيقيهء اخرويه از براى خود تصور نمودهاند . و مبدأ و معادى مخالف آنچه حق است در وهم درآوردهاند و به عقايد و افعالى كه به واسطهء آنها هرگز به سعادت ابدى و خير اخروى نتوان رسيد ، تمسك زدهاند و آنها را فضيلت و كمال ناميدهاند و تمدن و اجتماع را بر آن مبتنى ساختهاند . و اين را مدينهء ضالّه گويند . و از براى هريك از اين سه مدينه شعبههاى غيرمتناهى مىباشد ؛ چونكه شرور را نهايتى نمىباشد ، و لكن شش نوع از انواع مدينهء جاهله ، كه انواع بسيطهء آن است ، بر سبيل نمونه و به جهت ايضاح و مثال ذكر مىشود تا آنكه مابقى ديگر ، از آنها استنباط نموده شود : اول از آن شش نوع را مدينهء ضرورت گويند . دويّم را مدينهء نزاله ، و سيّم را مدينهء خسّت ، و چهارم را مدينهء كرامت ، و پنجم را مدينهء تغلب ، و ششم را مدينهء حريت گويند . اما مدينهء ضرورت ، پس عبارت است از اجتماع جماعتى كه غرض از اجتماع و معاونت ايشان اكتساب نمودن آنچه را است كه ضرورى ابدان است از اقوات و ملبوسات ، خواه آنكه وجوه آن مكاسب ، ممدوح و حلال يا مذموم و حرام باشد . و افضل اهل اين مدينه ، كه در نزد ايشان به منزلهء رئيس است ، آن كسى است كه تدبير و حيله در اقتناى ضروريات مذكوره را بهتر تواند نمود يا آنكه اقوات را به ايشان بيشتر بخشد . و مدينهء نزاله ، كه به معناى فرومايگى است ، عبارت است از اجتماع جماعتى كه معاونت ايشان به جهت نيل به ثروت و وصول به يسار و استكثار و ذخيره نهادن ضروريات مذكوره است ؛ و انفال اموال را در غير ضروريات جايز ندانند . و اكتساب اين جماعت ايضا به هر وجهى كه باشد ، نيكو است . و رئيس ايشان كسى است كه تدبير او در تحصيل نمودن بسيارى از اموال و حفظ نمودن آنها و خرج ننمودن از سايرين بيشتر باشد .