جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

901

تحفة الملوك ( فارسى )

تحفه : [ 3 ] ، [ انواع سياسات و مدائن ] و چنان‌كه سلاطين و پادشاهان دو نوع‌اند و تدبير و سياست ايشان ايضا دو نوع مىباشد : يكى سياست فاضله و ديگرى ناقصه ، هم‌چنين هيأت اجتماعيهء مدن و اجتماعات مردمان ايضا دو نوع مىباشد : يكى آن‌كه سبب تمدن و اجتماع آن‌ها از مقولهء مصالح و خيرات است و آن را مدينه فاضله گويند ؛ و يكى ديگر آن‌كه سبب تمدن و اجتماع آن‌ها از مقوله مفاسد و شرور است و آن را مدينه غيرفاضله خوانند . و غرض اصلى از ذكر انواع مدن در اين مقام ، معرفت مدينهء فاضله است كه تمدن و اجتماع مردمان بر آن نوع ، فى نفسه ، فضل و كمال و از آثار عقل و متعلق به امر دين و معاد و آخرت است ، و شايد كه آن‌ها به سعى و كوشش ، مدن غيرفاضله را به مرتبهء خود برسانند و ملحق به خود بنمايند . پس مىگوييم كه مدينهء فاضله عبارت است از اجتماع جماعتى كه همت‌هاى خود را در اشاعهء مصالح و خيرات و ازاله فرمودن مفاسد و شرور مصروف مىدارند و در آرا و عقايد مبدئيه و معاديه و در اعمال و افعال اكتسابيهء كماليهء خود ، كه همگى را از نور حكمت و آثار عقل و شرع و به قوانين عدالت و شرايط سياست مرعى داشته‌اند ، اتفاق دارند . و هرچند كه در اشخاص و احوال و بلاد و مساكن اختلاف داشته باشند و لكن در مطلب و مقصد و غايت عقايد و اعمال خود اتحاد مىدارند و مقصود همگى ، وصول به كمال نفس و سعادت ابديه است ، و قلوب ايشان با يكديگر متّفق و در محبت و مودّت صادق و متوافقند . و حديث نبوى كه فرمودند كه « المسلمون يد واحدة على من سواهم » « 1 » اشاره به‌همين معنى مىباشد . و ملوك و مدبّران ايشان هرچند كه در عدد و اوضاع و در بلاد و زمان مختلف باشند ، در مقصد و غايت ايضا متحدند و همگى حكم يك شخص واحد را دارند و تصرفى كه لاحق از آن‌ها مثلا در احكام و تدبير سابق مىكند ، هرچند كه به حسب صورت وضعيه ، مخالف اوضاع سابق باشد ، هرآينه به حسب حقيقت و

--> ( 1 ) . مجمع الزوائد ، ج 6 ، ص 292 ، باب لا يقتل مسلم بكافر .