جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
902
تحفة الملوك ( فارسى )
مصلحت و غايت مخالف او نيست ، بلكه موافق او است ؛ به اين معنى كه اگر فرضا آنكه سابق بوده است در زمان آنكه لاحق است مىبود ، همين تصرف او را مىنمود و اوضاع او را برپا مىداشت ؛ چنانكه لاحق اگر در زمان سابق مىبود به نحو تصرف او ايضا تصرف مىكرد ؛ چونكه طريق حق و حكم اهل عقل و آنكه غايت و حقيقتبين است در حقيقت يكى است و اختلاف ما بين اشخاصى مىباشد كه نظر ايشان در ظواهر و بداياتى است كه از احكام حس حيوانى است نه در حقايق و غاياتى كه از احكام عقل انسانى است و اينكه گفتهاند كه احكام عقل كلى است ، همين معنى را دارد كه آنچه در نظر عقل است حقايق و غايات است نه ظواهر و بدايات . و از اينجا است كه حضرت عيسى عليه السّلام كه دين و شريعت او جنبهء باطن را مىداشت ، فرموده است كه « ما جئت لابطل التوراة بل جئت لاكملها » ؛ يعنى من نيامدم از براى آنكه باطل بنمايم احكام تورات را بلكه آمدهام از براى آنكه كامل بگردانم آن را . و از اينجا معلوم مىشود كه مقاصد انبيا و رسل و ائمه عليهم السّلام من البداية الى النهاية ، همگى يك مقصد بوده است كه عبارت است از نجات دادن خلايق و تكميل نمودن نفوس ايشان و رسانيدن آنها به سعادت ابديه و حيات اخرويه ، هرچند كه احكام و شرايع ايشان به حسب صورت و در ظاهر به حسب اختلاف زمان و استعداد مردمان مختلف بوده است . و از اينجا معلوم مىشود سخنى كه اصحاب اصوليين ما رحمهم اللّه ذكر نمودهاند كه نسخ در زمان حضرات ائمهء اطهار عليهم السّلام واقع نمىشود ، كلامى است واهى . خلاصه ، مقصد جماعات و اهل مدينهء فاضله و مقصد رؤسا و سلاطين ايشان ، با وجود اختلاف ايشان در اشخاص و در افعال و در بلاد و در ازمنه ، يكى مىباشد و ملوك و سلاطين ايشان ، كه ناظر و مدبّر در امور ايشانند ، در نواميس و شرايع كه تأسيس و تبليغ آنها شأن رسول اللّه است ، تصرفى جزيى و در اوضاع نظام و امور معاش و اقامهء نواميس و شرايع ، تصرفى كلى به تصرفاتى كه ملايم وقت و مناسب حال اهل آنوقت بوده است ، مىنمايند . و شايد كه فقرات « الدين و الملك توأمان » كه كلام حكيم فرس ، اردشير بابك است و سابقا ذكر شد ، اشاره به اين معنى ايضا بوده باشد .