جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
870
تحفة الملوك ( فارسى )
دايم بنمايد نصيحت او را و حفظ و وفا بنمايد دوستى و خلّت او را و رعايت بنمايد عهد او را و عيادت بنمايد حالت مرض او را و حاضر بگردد جنازهء او را و اجابت بنمايد دعوت او را و قبول بنمايد هديهء او را و جزا و مكافات بدهد احسان او را و شكر بنمايد نعمت او را و نيكو بنمايد نصرت او را و حفظ بنمايد حليلهء او را و بهجا بياورد حاجت او را و شفاعت بنمايد سؤال او را و دعا بگويد عطسهء او و نشان بدهد گمشدهء او را و جواب بگويد سلام او را و خوش بنمايد تكلم نمودن با او را و نيكى بنمايد انعام فرمودن او را و تصديق بنمايد قسمهاى او را و با او دوستى و موالات كند و دشمنى و معادات ننمايد و يارى بنمايد او را ، خواه آنكه ظالم يا مظلوم باشد ؛ اما يارى نمودن او را در وقتى كه ظالم باشد پس آن است كه او را از ظلم او برگرداند ، و اما يارى نمودن او را در وقتى كه مظلوم باشد ، پس آن است كه او را اعانت نمايد بر گرفتن حق خودش . و او را به خود و بدون نصرت وانگذارد و دوست بدارد براى او از خير ، آنچه را كه دوست مىدارد براى خودش ، و مكروه بدارد براى او از شرّ ، آنچه را كه مكروه مىدارد براى خودش . و در تتمهء اين حديث يا حديث ديگر نبوى است ايضا كه « انّ احدكم ليدع من حقوق اخيه شيئا فيطالبه به يوم القيمه فيقضى له عليه » « 1 » ؛ يعنى به درستى كه يكى از شماها هرآينه ترك مىنمايد يك حقى را از جملهء حقوق برادر دينى خود ، پس مطالبه مىنمايد آنكه صاحب حق است آن حق را از او در روز قيامت ، پس حكم نموده مىشود از براى او بر آنكه ترك حق نموده است . و جناب امير عليه السّلام در كلمات حكميّهء خود فرمودهاند كه « لا تضيعنّ حق اخيك اتكالا على ما بينك و بينه فانه ليس لك باخ من ضيّعت حقه » « 2 » ؛ يعنى البته ضايع منما و ترك مكن حق برادر ايمانى خود را از جهت اعتماد نمودن بر اخوتى كه در ما بين تو و او مىباشد ؛ به جهت آنكه از براى تو برادر نمىباشد كسى كه ضايع و ترك نمودى حق او را . اين است آداب سلوك و طريقهء معاشرت نمودن با دوستان حقيقى و ياوران تحقيقى كه وجود ايشان عزيزتر از كبريت احمر است و از هزار ابناى زمان ، يك نفس كه دوستى او حقيقى و واقعى باشد
--> ( 1 ) . دنبالهء حديث صفحه قبل هامش ( 4 ) مىباشد . ( 2 ) . صبحى صالح ، نهج البلاغه ، ص 403 ، رقم 31 .