جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

533

تحفة الملوك ( فارسى )

است كه موجب و باعث مىگردد مر استخراج نمودن مجهولات و مخفيات را از معلومات ، و ظاهرات . و اين هردو خصلت ، متقارب با يكديگرند و از براى نور مصباح عقل ، به منزلهء روغن مىباشند ، و هرقدر كه در اين دو افزايد به همان قدر در نور عقل ايضا افزوده مىشود . و از اين‌جا است كه انبيا و مرسلين و ساير عباد اللّه الصالحين از اين دو حالت تساهل نمىنمودند و اكثر اوقات خود را صرف آن مىنمودند . و حالت و عادت حضرت لقمان ، كه سر دفتر اهل بصيرت و حكمت است و خداوند در شأن او وَ لَقَدْ آتَيْنا لُقْمانَ الْحِكْمَةَ « 1 » فرموده است ، اين بود كه هميشه در گوشه‌اى خلوت و به تنهايى بسيار مىنشست و خادم او به او مىگفت كه تو در تنهايى بيشتر مىباشى از اجتماع نمودن با مردمان و اگر با مردمان مىنشستى هرآينه اقرب به استيناس مىبود ، پس در جواب مىفرمود كه « طول الوحدة افهم للفكرة و طول الفكرة دليل على طريق الجنّة » « 2 » ، يعنى طول دادن وحدت و بسيار تنها نشستن ، بهتر است از براى رو آوردن و به‌هم رسيدن طريقهء فكر ، و طول دادن فكر دليل است بر راه بهشت . و از مادر ابى ذر سؤال نموده شد از عبادت ابى ذر كه چگونه است و چه نوع از عبادت است . پس گفت كه تمام روز فكر مىنمايد در گوشهء خلوتى دور از مردمان « 3 » . و از اين‌جا است كه در احاديث رسيده است كه دليل انسان ، علم است و دليل علم ، فكر است و دليل فكر ، عزلت است و دليل عزلت ، قناعت است . خلاصه ، حصول كمال و نجات و فوز و سعادت انسان به اين دو حالت است . و خلاصهء هردو عبارت است از دورى نمودن از غفلات و از انغماس در شهوات ، و به ياد خود و خداى خود افتادن ، و تفكر در احوال و مال و منصب خود و در صنايع و قدرت و حكم و احسان و نعم خداوند و امثال اين‌ها نمودن ، و مشغول به شغل و به شأن و به تكليف خود شدن و از غير خود و خدا اعراض نمودن است . و از آن‌جايى كه

--> ( 1 ) . لقمان : 12 . ( 2 ) . تنبيه الخواطر ( مجموعه ورّام ) ، ج 1 ، ص 258 و 259 ؛ احياء علوم ، ج 4 ، ص 424 و 425 و محجة البيضاء ، ج 8 ، ص 195 و 196 . ( 3 ) . احياء علوم ، ج 4 ، ص 424 ؛ محجة البيضاء ، ج 8 ، ص 195 و تنبيه الخواطر ، ج 1 ، ص 258 .