جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

831

تحفة الملوك ( فارسى )

ندارد باشد . و از اين‌جا است كه جناب امير عليه السّلام در وصيت‌هاى خود به جناب امام حسن عليه السّلام مىفرمايد كه اى فرزند من ! عمر خود را در اولاد خود مصروف مدار كه اگر ايشان از جملهء اولياء اللّه مىباشند ، پس خداوند اولى به ايشان است و اگر از جملهء اعداء اللّه مىباشند ، پس اين‌كس عمر خود را چرا بايد كه مصروف در دشمن خدا بنمايد . خلاصه ، و بعد از انقضاى هفت سال كه مدت تأديب او است در هفت سال ديگر او را با خود ملازم و مصاحب گرداند تا آن‌كه مطلع بر جميع حالات او بشود و خير و شر او را بفهمد و شكستگى و ناتمامى او را ببندد و تمام كند يا آن‌كه بىرشدى و بىخيرى او معلوم شود و از او اميد خود را منقطع سازد و مأيوس گردد . و مخفى نماناد كه اهل نجوم ايضا گفته‌اند كه طفل در هفت سال اول از عمر در تدبير قمر است و از اين سبب است كه رطوبات در آن بسيار مىباشد و احوالات مختلفه بر آن وارد مىآيد و انتقالات حالات زود به زود به او رخ مىدهد ، و در هفت سال بعد از آن در تدبير عطارد است كه كوكب فهم و ادب و تعليم و كياست است ، و در هفت سال بعد از آن در تدبير زهره است و آن كوكب عشق و طرب و ميل نمودن به لذات و شهوات است . پس چون‌كه در اين سه هفت ، حالاتى كه مناسب و مشابه حالات كوكبى است كه مدبر است ، در او بروز مىنمايد لهذا بايد كه سلوك با او در هريك از آن هفت بر وفق مقتضاى حال او باشد . و اين كلام موافق مضمونى است كه در احاديث دانسته شد . و بايد كه تكليف شاق و زياد بر طاقت بر طفل ننمايند كه آخر الامر منجر به مخالفت و عقوق و وحشت مىشود و وزر آن بر والدين مىباشد . علاوه بر وزر افراط و تفريطى كه از آن‌ها در حق طفل بروز يافته است . و بايد ايضا كه تسويه و تعديل در ميل و شفقت و عطوفت و ساير امور و تأديبات در ما بين اطفال متعدده به كار برده شود ؛ چون‌كه عدالت در همه‌جا و بالنسبه به همه‌كس از جملهء واجبات و كمالات و صفات محمودهء انسان است مگر اين‌كه در يكى از آن‌ها سبب تقديم و تفضيل و رجحانى بر ديگران باشد ، پس در اين صورت ، ميل او عين تعديل است . و بايد ايضا كه در امور برّ و نيكى و احسان‌هاى ظاهر ابتدا به كوچك‌تر از آن‌ها و به دختران نموده شود ؛ چون