جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

830

تحفة الملوك ( فارسى )

رذيله دور دارند . و احاديث و قصص و اشعارى كه مشتمل بر ذكر و مدح اخلاق حسنه و مذمت اخلاق رذيله است بر او بسيار بشنوانند و او را به خواندن آن‌ها مشغول دارند . و از قصص و اشعارى كه مشتمل بر ذكر عشق و لهو و لعب و امثال آن‌ها است اجتناب دهند . و بعد از آن اگر از اهل استعداد علوم است پس او را به نوشتن و نيكو گردانيدن خط ، و بعد از آن به خواندن و كسب نمودن علوم مشغول سازند . و اولا آداب عربيه ، يعنى نحو و صرف و لغت را به او تعليم نمايند ، و بعد از آن ، علم فقه و حلال و حرام و واجبات و محرمات و ساير حدود شرعيّه را ، و بعد از آن ، علم رياضى را ، و بعد از آن ، حكم و معارف عقليه و عقايد يقينيهء قلبيه را . و معلم او را شخصى فهيم و عاقل و زيرك و از همه‌جا آگاه و خوش‌زبان و با هيبت و وقار و ديانت‌دار و عادل و نصيح و خيرخواه اختيار نمايند . و او را در اكرام نمودن معلم خود تحريص و ترغيب و مبالغه نمايند . و اگر از اهل استعداد كسب نمودن علوم نيست ، پس حدود شريعت و حلال و حرام و واجبات و محرمات او را به او تعليم نمايند و به كسب و شغلى كه طيّب و حلال و لايق و مناسب او است او را مشغول دارند و لزوم ندارد كه شغل و پيشهء پدر و اقرباى او باشد ؛ چون‌كه استعدادات و قابليات افراد بنى نوع ، بلكه تمام موجودات ، اختلاف مىدارد و با وجود عدم استعداد طفل از براى يك نوع از مشاغل و حرف و صنايع ، مشغول ساختن او را در آن بىثمر و موجب تعطيل و تضييع عمر او است . پس بايد كه اولا استعداد او را ملاحظه نمايند و به هر شغلى كه ميل و استعداد دارد او را مشغول دارند . و سعى بليغ بنمايند تا آن‌كه هر شغلى را كه مشغول به آن مىشود به سرحد كمال برساند و در فكر اين‌كه فرزند فلان‌كس است نباشند ؛ بلكه بايد بدانند كه مخلوقى از مخلوقات خداوند است كه چند روزى توليت و تدبير امور او و تأديب او را به اين‌كس واگذارده‌اند و آن‌كه رعيت‌دارى اطفال مثال ساير رعيت‌دارىها و امور معيشت و منزل‌دارى بايد از جهت ثمرهء امر آخرت و از روى طلب نمودن كمال نفس و دين و رضاى خدا باشد نه اين‌كه از روى هواى نفس و ميل طبيعت و تفاخر و عصبيّت و ساير امور و نيّاتى كه از دنيويهء محضه و از عالم حيوانات صرف است و هيچ‌گونه ربطى به عالم انسانيت و آثار عقل