جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
829
تحفة الملوك ( فارسى )
ذكر مناقب و فضايل ايشان ترغيب و تحريص نمايند تا آنكه محبت آن بزرگواران كه اصل و مايه و منبع نجات و فوز است در دل او رسوخ نمايد و ملكهء او گردد قبل از آنكه ميل به دشمنان ايشان در دل او راه يابد و دل او سياه و مقفّل و لب او مشغول به غير و به اجنبى گردد و ديگر امر هدايت او مشكل و متعذر گردد و در كلمات و مخاطبات جناب امير المؤمنين عليه السّلام با جناب امام حسن عليه السّلام وارد شده است كه « ادّبوا اولادكم على حبّ علىّ فمن ابى فانظروا فى شان امّه » « 1 » ؛ يعنى تأديب بنماييد اولاد خود را بر محبت و دوستى على ، پس هركس از آنها كه ابا و امتناع نمود هرآينه نظر بنماييد در حال مادر او . مراد آن است كه اگر ابا و امتناع نمود ، پس يقين حاصل مىشود كه حرامزاده و ولد زنا است . و اين مطلب سابقا محقق نموده شد . و همچنين او را بر بغض و عداوت دشمنان ايشان ، كه مقدمهء استقامت و استقرار تولّى و محبت ايشان است ، به ذكر مساوى و مسالب آنها تأديب نمايند و بغض و عداوت آنها را در دل او جاى دهند . و او را ايضا بر فضايل بدنيه ، از قبيل پيادهروى و شناگرى و تيراندازى و اسب سوارى و برجستن و چيزى را حمل نمودن و برداشتن و امثال اينها ، تمرين و تأديب نمايند و از كسالت و ناز و تنعم دور دارند . و زينت و زخارف دنيويه را خصوصا طلا و نقره را در چشم او خوار گردانند ، خصوصا اينكه پسر باشد و او را زينت ندهند و در اكل و شرب و لباس و خواب و برخاستن و نشستن و گفتن و شنيدن و ساير حركات و سكنات بدينه به آدابى كه مستحسن و مطلوب از انسان است و سابقا كيفيات و آداب آنها دانسته شد و از خود پدران و مادران ايضا مطلوب بود متأدب و عادتدار بگردانند . و او را از قسم خوردن و دشنام دادن و دروغ گفتن و تفاخر بر اقران و بر مردمان به مال و جاه و امثال آنها نمودن منع نمايند و پرهيز دهند . و بعد از اينها او را در اكتساب نمودن فضايل نفسانيه مشغول دارند و اولا اخلاق نفسانيهء او را - چنانكه سابقا دانسته شد - تجويد نموده و مهذب و نيكو سازند . و او را از خصال
--> ( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 3 ، ص 82 ، با اندكى اختلاف ؛ اين حديث در كتب ديگر هم موجود است .