جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى

824

تحفة الملوك ( فارسى )

مىباشد « 1 » و بر اين قياس هرقدر كه در مدت حمل نقصان يا افزودگى به‌هم مىرسد بايد كه در مدت رضاع افزودگى و نقصان ايضا به‌هم رسد ؛ چون‌كه به فرمودهء خداوند كه وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً « 2 » مدت حمل با مدت ارضاع از سى ماه نبايد كه بگذرد . و چنان‌كه دانسته شد كه مادر احق و اولى به شير دادن طفل است در مدت مذكوره ، هم‌چنان احق و اولى به حضانت و تربيت و حفظ و قنداق نمودن و سورمه كشيدن و تنظيف و تطهير او و ثياب او و ساير امور او است در مدت مذكوره ايضا . پس اگر شيردهنده و دايهء طفل غير از مادر باشد و در حضانت و متوجه شدن مادر او را ضيق و حرجى بر هيچ كدام لازم نيايد هرآينه بايد كه حضانت را حق مادر دانست و الا با دايه كه شيردهنده است مىباشد . و اين حكم در مدت و ايام رضاع است و امّا بعد از انقضاى مدت رضاع پس آن‌چه در نزد حقير ثابت و محقق است آن است كه حضانت و تربيت طفل ايضا با مادر مىباشد تا مدت هفت سال ، خواه آن‌كه آن طفل پسر باشد يا دختر ، و بعد از آن با پدر است ؛ به جهت صريح روايات « 3 » و به جهت آن‌كه تربيت طفل در هفت سال و تأديب او ايضا در هفت سال است ؛ چنان‌كه بعد از اين بيان نموده خواهد شد ايضا . و تأديب شأن پدر و تربيت شغل مادر است ؛ چون‌كه مراد از تربيت تربيت دادن بدن و نشو و نمو نمودن آن و لعب و بازى كردن طفل و خودسرى و آسودگى او است و اين امور از مشاغل مادر است و شأن پدر اجل از آن است . و بعضى از اصحاب فرموده‌اند كه اگر دختر باشد ، پس حضانت او تا هفت سال بر مادر است . « 4 » و الا بر پدر است و بعضى ديگر فرموده‌اند كه اگر پسر باشد تا هفت سال و اگر دختر باشد تا وقتى كه شوهر بنمايد بر مادر است ، و ادعاى روايات و اجماع ايضا بر آن نموده‌اند . « 5 » و بايد

--> ( 1 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 143 و منهج الصادقين ، ج 8 ، ص 315 ؛ ولى روايت با آن‌چه در اين‌جا است اندكى فرق دارد و روايت اين است : « اگر زن 9 ماه حامله بود بچه را 21 ماه شير دهد ولى اگر 6 ماه حامله بود بچه را 24 ماه شير بدهد » . ( 2 ) . احقاف : 15 . ( 3 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 275 ، رقم 1305 و مستطرفات السرائر ، ص 65 ، ح 2 . ( 4 ) . ر . ك : النهاية ، ص 503 و 504 . ( 5 ) . ر . ك : خلاف ، ج 5 ، ص 131 ، مسأله 36 و هكذا المهذب للقاضى ، ج 2 ، ص 352 .